درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار
درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار

چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

گردشگر پایدار  اثر منفی خود بر کره زمین را کاهش می دهد، از اقتصاد بومی حمایت می کند  و  برای حفاظت از حیات وحش تلاش می کند. 

سازمان ملل سال ۲۰۱۷ را به عنوان "سال بین المللی توسعه پایدار گردشگری" نامگذاری کرد.

این نامگذاری فرصتی شد برای افزایش سطح آگاهی جامعه جهانی نسبت به این موضوع که چگونه گردشگری پایدار می تواند ابزاری برای تغییرات مثبت باشد.
 
 چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

در گردشگری پایدار سه ستون اصلی وجود دارد:

  •     فعالیت های طبیعت دوستانه (*کاهش مصرف، قابلیت استفاده مجدد و بازیافت)؛
  •     حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی (مرمت بناهای تاریخی و حفظ گونه های گیاهی و جانوری در معرض انقراض)؛
  •     ایجاد منافع اقتصادی و اجتماعی برای جوامع محلی (رعایت حقوق مادی و معنوی کارکنان این حوزه و حمایت از ایشان بعد از بازنشستگی).

در این مقاله قصد داریم شش راهکار را  معرفی کنیم که با انجام آن  می توانیم به یک گردشگر پایدار تبدیل  شده و اثرات منفی خود بر سیاره زمین را کاهش دهیم.

از هواپیما پرهیز کن و با قطار سفر کن!
 
 
چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

بیایید به کمپین Slow Travel یعنی "آهسته سفر کردن” ملحق شویم.

بیایید مکان های کمتری را در برنامه سفر خود قرار دهیم و در عوض مدت زمان بیشتری را در آن مناطق سپری کنیم. به جای عبور سریع از چندین شهر و روستا، به دو روستا سفر کنیم و با فرهنگ و آداب و رسوم ساکنان آن از نزدیک آشنا شویم.

در واقع سفر به سبک یک گردشگر پایدار واقعی را تجربه کنیم. مسافرت با قطار بهترین روش برای آهسته سفر کردن است.

نه تنها مناظر و چشم اندازهای فوق العاده ای را در طول مسیر تجربه می کنیم، بلکه با استفاده نکردن از هواپیما لااقل در جایگاه خودمان کربن کمتری وارد جو می کنیم. کشورهای جنوب شرقی آسیا، غرب آفریقا، هندوستان و چین برای مسافرت با قطار عالی هستند.

به جای ماهی دادن، ماهیگیری را یاد بدهیم.
 
 چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟
 
بعضی از گردشگران خوب در سفرشان با خود، شیرینی، لباس های نو، کتاب، مداد و دفترچه به همراه می برند و در سفر به روستاهای کشورهای در حال توسعه آنها را به کودکان هدیه می کنند.

متاسفانه این کارهای خیر خواهانه اغلب عواقب بدی به دنبال دارد.

این کار می تواند به فرهنگ آن جامعه لطمه بزند و احساس وابستگی و درخواست کمک از دیگران را در آن ها تقویت کند. گاهی هم ممکن است بین ساکنان روستاها بر سر هدایا دعوایی رخ بدهد.

اغلب دیده شده که در بعضی کشورهای آسیایی اولین کلمات انگلیسی که کودکان یاد می گیرند "Give me sweet” است

یعنی "به من شیرینی بده”. اگر واقعا قصد کمک یا دادن هدیه را دارید بهتر است به سازمان ها و یا انجمن های محلی معتبری که در زمینه رفاه جامعه محلی فعالیت دارند، یا  به شرکتهای بین المللی سفرهای داوطلبانه ملحق شوید.

به پلاستیک نه بگوییم.
 
پاکسازی زباله های اقیانوس آرام.

یک توده بسیار بزرگ از زباله های انسانی که هزاران مایل در اقیانوس آرام پراکنده شده اند.

این زباله ها حاوی گازهای در حال انتشار از بطری های پلاستیکی پرتاب شده در آب و کیسه هایی است که نابودی آن  صدها سال زمان می برد.

این سرانجام اکوسیستم دریایی کره زمین است. بیایید با استفاده از بطری های قابل بازیافت مثل شیشه و فلز،  بخشی از راه حل این بحران باشیم.

حمل کیسه های پارچه ای در چمدان یا کوله پشتی و حتی در هنگام خرید و استفاده نکردن از کیسه های پلاستیکی در جلوگیری از تولید زباله های پلاستیکی موثر است و هم از بسیاری بیماری ها پیشگری می کند.

بیشتر ظروف پلاستیکی از مواد اولیه نفتی تشکیل تولید می شوند و با استفاده نکردن از آن و تشویق دیگران به این کار می توانیم به کاهش رد پای کربن کمک کنیم. فراموش نکنیم که این کار ما در جوامع کوچکتر نیز باعث تشویق ساکنان به استفاده از داشته های خود خواهد داشت.

مثلا در بعضی کشورهای گرمسیری میزبانان از نارگیل به عنوان لیوان برای سرو نوشیدنی استفاده می کنند و از برگ درختان به عنوان بشقاب غذا.

درباره فعالیت های تور اپراتور خود تحقیق کنیم.
 
چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

همه ما به سفر کردن علاقمند هستیم و همیشه به دنبال یک تور اپراتور حرفه ای هستیم تا با آن سفر برویم. اما بهتر است قبل از اینکه قرارداد تور را  امضاء کنیم، سه پرسش را در ذهن خود مرور کرده و جواب آن را جویا شویم:

۱- تور اپراتوری که قصد داریم با آن سفر کنیم تا کنون چه فعالیت های طبیعت دوستانه ای انجام داده؟

۲- چگونه  این سفر می تواند به حفاظت و  حمایت از حیات وحش و میراث فرهنگی یک ملت کمک کند؟

۳-  آیا تور اپراتوری که قصد سفر با آن را داریم از راهنماهای محلی بهره می برد؟

اگر شرکت خدمات مسافرتی که قصد دارید با آن سفر کنید هیچ یک از سوالات بالا را نتوانست پاسخ دهد یا در پاسخ به آن تعلل کرد، متوجه شوید که آن شرکت اپراتور یک سفر پایدار  و مسئولانه نیست.

از اقتصاد محلی حمایت کنیم. 
 
 چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

صنایع دستی تولید شده توسط ساکنان بومی و سوغات همیشه الزاما  ارزان تر از کالاهای انبوه موجود در فروشگاه های شهرهای بزرگ نیستند. اما خرید آن قطعا به اقتصاد محلی کمک می کند و شما با خرید آن به طور مستقیم اثر مثبتی بر اقتصاد بومی گذاشته اید.

در بعضی کشورها و در بعضی سایتهای گردشگری دیده شده است که کالاهای انبوه بسیاری با قیمت ارزان از چین وارد شده و به عنوان صنایع دستی بومی عرضه می شود.

در حالی که هزینه تولید بعضی صنایع دستی به خاطر مواد اولیه آن و زمان تولیدش بسیار بیشتر است.بنابراین حواسمان باشد که "هر ارزانی بی علت نیست” و شاید کالایی که در حال خرید آن باشیم صنایع دستی تقلبی چینی باشد.

با کمی دقت و برآورد هزینه ها به راحتی می توانیم اصل بودن آن را تشخیص بدهیم و صنایع دستی تقلبی چینی را نخریم.

خرید صنایع دستی بومی که تولید ساکنان بومی باشد به آنها هویت فرهنگی بخشیده و متوجه اهمیت کالاهای با کیفیت خواهند شد و  از سوی دیگر اقتصاد محلی  نیز رشد می کند.

کالاهایی که در تولید آن از حیوانات استفاده شده را نخریم!
 
 چگونه به یک گردشگر پایدار تبدیل شویم؟

در ویتنام توریستهای آمریکایی اغلب به دنبال کالاهایی هستند که از صدف تولید شده اند و در مغولستان غالبا گردشگران کلاه های تولید شده از پوست گراز را خریداری می کنند.

این نوع گردشگران هر یک به طور مجزا بازاری هستند برای تجارت پوست حیوانات و کشتار حیات وحش.

به این کالاها "نه” بگویید. راه های بسیاری وجود دارد که رعایت آن شما را به یک گردشگر پایدار و مسئول تبدیل می کند. اگر شما هم تجربه یک گردشگر پایدار را دارید می توانید تجربه و یا دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.

بالا رفتن از دیوار استارتاپ‌ها

 اگر چند سال پیش بحث تبلیغات و بازاریابی شبکه ای بین جوان ها بسیار داغ بود، اکنون استارتاپ است که از سر و کول زندگی آنها بالا می رود. هرکسی یا در حال راه اندازی استارتاپ است، یا در یک استارتاپ مشغول و یا تازگی یک استارتاپ را ترک کرده است. اگر هیچ کدام از این موارد نباشد نیز شک نکنید یک ایده استارتاپی در ته ذهن همه جوان های نسل جدید وجود دارد که قرار است روزی عملیاتی شده و آنها را به آرزوهایشان برساند.

خلاصه استارتاپ شده است راه میانبر جدید به سوی موفقیت. تعداد شاغلین این حوزه هم بسیار زیاد شده اند. همین تازگی مرکز ملی فضای مجازی در گزارشی درباره «اقتصاد مجازی» اعلام کرد که تاکنون 132 هزار و 834 شغل توسط 21 استارتاپ در ایران ایجاد شده است. این یعنی ارتش جوانان استارتاپی در حال بزرگ تر شدن و عضوگیری است. ولی مانند هر راه میانبر دیگری، این مسیر نیز بدی ها و خوبی های خاص خودش را دارد. چیزهایی که معمولا کسی به شما نمی گوید و تا وارد این فضا نشوید، متوجه این نکات نخواهیدشد. قبل از این که با دیدن سودهای میلیونی از هول حلیم در دیگ غوطه ور شوید، بهتر است بیشتر در مورد مزایا و معایب این اکوسیستم کاری بدانید تا مسیر کاری خود را راحت تر انتخاب کنید.

به سراغ کارکردن برای استارتاپ نروید اگر...
 
بالارفتن از دیوار استارتاپ‌ها
 
اگر فکر می کنید ساعت هشت صبح رفته و پنج عصر بر می گردید خانه

معمولا استارتاپ ها در ابتدای کار هدف های بزرگی برای خود می گذارند و از طرفی نیروی انسانی لازم برای رسیدن به این هدف ها را نیز ندارند. به همین خاطر حجم کار زیاد جزئی از سیستم استارتاپی محسوب می شود. فکر نکنید این دست کارها فقط محدود به چند ساعت اضافه ماندن در محل کار می شود. ممکن است مجبور شوید برخلاف وظیفه تان کاری را انجام دهید یا سفر طولانی بروید. همچنین کار در خانه نیز جزئی از استارتاپ محسوب شده و دیگر چیزی به اسم روز تعطیل و غیرتعطیل نداریم. حجم کارها معمولا به حدی است که یک لیست نامحدود انجام کار همیشه جلوی شماست و تا استارتاپ تان پا نگیرد به همین منوال خواهد ماند.

اگر فکر می کنید به سرعت پول زیادی به دست خواهیدآورد

بیشتر استارتاپ ها داستان های موسسین گوگل و فیسبوک و آمازون را از حفظ هستند و می خواهند روزی مانند آنها پول پارو کنند، ولی کمی واقع بین باشید. به احتمال خیلی زیاد شما قرار نیست زاکربرگ بعدی باشید. چرا که از یک طرف نرخ شکست استارتاپ ها بسیار بالا بوده و از طرف دیگر حتی استارتاپ هایی که موفق می شوند نیز به سود مالی آن چنانی مثل گوگل و فیسبوک و همین دیجی کالای خودمان نمی رسند. اصولا استارتاپ ها حقوقی در سطح یا کمتر از حد معمول به کارمندان پرداخت می کنند و بیشتر نظر کارمندان را به بحث سهام داری جلب می کنند. البته ممکن است در ادامه و بعد از صرف چندین سال به حقوق و پست خوبی برسید. ولی در این بازه زمانی روی پول حسابی باز نکنید.

اگر فکر می کنید می توانید فضای شخصی و کاری را از هم جدا نگه دارید

شاید در محیط های کارمندی معمولی بتوانید با لفظ همکار و رعایت مرزبندی ها فضای کاری را حرفه ای نگه دارید. ولی در استارتاپ از این خبرها نیست. شما بیشتر زمانی که بیدار هستید را با آدم هایی از جنس خودتان سپری می کنید. با هم می خندید، گریه می کنید و در لحظات سخت پیش هم هستید. حتی همین همکاران برخلاف دیگر محیط های کاری نمی خواهند زیر آب شما را بزنند و یا حذف تان کنند. بلکه به شدت تشویق تان می کنند تا مرزهای خود را جا به جا کنید. این همکاران به معنای واقعی کلمه تبدیل به دوستان شما می شوند و دیگر نمی توانید به صورت حرفه ای و رسمی با آنها رفتار کنید.
 
بالارفتن از دیوار استارتاپ‌ها 

اگر می خواهید از یک شغل خسته کننده و مزخرف فرار کنید

حتما از خودتان بپرسید که آیا برای کار در ساعات زیاد چالش و حتی استرس و نگرانی در مورد کار آماده هستید یا نه. منظورمان از استرس و نگرانی در حد گریه کردن در گوشه ای است. استارتاپ ها شاید از بیرون به نظر خیلی سرگرم کننده باشند. به خصوص که مدل های جدید میز پینگ پنگ و فوتبال دستی و دورهمی و غیره دارند. ولی در حقیقت بیشتر استارتاپ ها علاوه بر لبه تیغ بودن، فلسفه خود را روی سخت کارکردن گذاشته اند تا سرگرم شدن.

اگر می خواهید بخشی از «شرکت بزرگ آینده» باشید

ساختن یک کسب و کار زمان و تلاش زیادی می خواهد و شرکتی که یک شبه به موفقیت برسد تقریبا افسانه است. پشت داستان هر کدام از بزرگ ترین استارتاپ های دنیا بسیاری از افراد هستند که زحمتشان دیده نشده و یا در میانه راه کنار گذاشته شده اند. از طرفی بسیاری از استارتاپ هایی که اکنون سر زبان ها هستند در ابتدا اصلا مورد توجه واقع نشدند و زمان زیادی را صرف ثابت کردن خود کرده اند. زمانی که شاید از عهده آن برآمدن کار هر کسی نباشد. به همین خاطر فکر نکنید قرار است به زودی روی یک سن رفته و سخنرانی کنید و از داستان های موفقیت و شکست خود بگویید. شاید اصلا هیچ وقت به آنجا نرسید. پس این خیال را در همان ابتدا از سر خود بیرون کنید.

اگر نمی توانید با بی ثباتی و آینده مبهم کنار بیایید

در بسیاری از استارتاپ ها تصمیم ها روزانه گرفته می شوند و اگر از رییس مجموعه بپرسید که شش ماه آینده کجا خواهید بود با احتمال زیاد با جواب «نمی دانم» رو به رو خواهیدشد. اصولا به صورت معمول در یکی دو سال اول اصلا معلوم نیست تا شش ماه دیگر شرکتی وجود داشته باشد یا نه. از طرفی فکر کنید که با مشکلی مواجه شده و می خواهید از او راهنمایی بگیرید یا بپرسید که در ادامه چه کار باید انجام دهید و در جواب بشنوید که «نمی دانم. خودت حلش کن». اگر در مقابل این جواب کنترل خود را از دست داده و نمی توانید درست تصمیم بگیرید همین الان دور استارتاپ را خط بکشید. زیرا در این چرخه مبهم و بی ثبات کاملا از بین می روید. همان طور که معمولا می گویند در استارتاپ تنها چیزی که ثابت می ماند «تغییر» است.

اگر به دنبال لقب های دهن پرکن، میز و تصویرهای کلیشه ای یک مدیر موفق هستید

کارکردن در استارتاپ نیازمند یک ذهن بسیار متمرکز و هدف دار است. ذهنی که تمرکز خود را روی هدف های بلندمدت متمرکز کرده باشد و بدون سر و صدا خود را به آن نزدیک کند. فکر نکنید به زودی قرار است در لیست 30 استارتاپ برتر با میانگین سنی زیر 30 سال قرار بگیرید. در استارتاپ شما با جوان هایی مثل خودتان همراه هستید که هدف هایی مشابه شما دارند و نمی دانند به آن خواهندرسید یا نه. دلشوره یکسره با شماست. در این میان نه لقب و نه میز و نه چیز دیگری به آرامش شما کمک نخواهدکرد. در حقیقت در فضای استارتاپی این که بدانید چقدر تاثیرگذار بوده و مهارت تان کارآمد بوده خوشحال تان می کند، نه لقبی که روی کارت ویزیت شما قرا راست بقیه را تحت تاثیر قرار بدهد.

به سراغ کارکردن برای استارتاپ بروید اگر...
 
بالارفتن از دیوار استارتاپ‌ها 

اگر تازه می خواهید کاری را شروع کنید

کارکردن در استارتاپ در سن های بالای 30 سال کمی غیرمعمول است. معمولا در این سن افراد خیالشان از کار کمی راحت تر بوده و سعی می کنند به دیگر اهداف زندگی شان برسند، به همین خاطر ریسک نمی کنند و با محیط بی ثبات کنار نمی آیند. به علاوه شکست در این سن هزینه گزافی دارد. ولی برعکس وقتی در سن کم و برای اولین تجربه کاری وارد محیط استارتاپی شوید کاملا متوجه نقاط ضعف و قوت خود شده و با کسانی کار می کنید که شما را تشویق می کنند به رویاهایتان برسید. از طرفی شما بهتر با علایق خود آشنا شده و می توانید در همان ابتدای مسیر کاری به سمتی حرکت کنید که بیشتر با آن راحت هستید.

اگر می خواهید نتیجه کارتان را مشاهده کنید

اگر در شرکت بزرگی مشغول کار شوید معمولا زحمت شما آنچنان که باید دیده نمی شود و در بسیاری از مواقع اصلا مدیران نمی دانند شما وجود دارید یا نه. اگر می خواهید دیده شوید و به علاوه خروجی کار خود و تاثیر آن روی شرکت را ببینید بهتر است به سراغ استارتاپ بروید. در این محیط همه شما و میزان خلاقیت شما را می شناسند و شما دقیقا متوجه می شوید که نتیجه کارتان روی ارزش شرکت چگونه بوده است. 

اگر از سلسله مراتب و قوانین دست و پاگیر کاری متنفر هستید

در شرکت های بزرگ معمولا برای انجام هر کاری باید سلسله مراتب را رعایت کرده و با کاغذبازی های زیاد و یک فرآیند خسته کننده به هدف خود برسید. ولی در استارتاپ ها معمولا آنچنان رییس و مقامی وجود نداشته و می توانید با یک سوال و جواب ساده به جوابی که می خواستید برسید. این آزادی و بی قید و بندی یکی از اصلی ترین دلایلی است که افراد شرکت های استارتاپی را به شرکت های بزرگ ترجیح می دهند.

اگر به دنبال فرصت های بزرگ می گردید

در استارتاپ ها، بسیاری از کارها مسئول مستقیمی نداشته و به صورت گروهی و دلی انجام می شود. بسیاری از افراد که به دنبال چالش می گردند و می خواهند مهارت های خود را در محیط جدیدی تجربه کنند از این روش لذت زیادی خواهندبرد و می توانند استعدادهای خود را به خوبی شکوفا کنند. چه بسا افرادی بوده اند که به عنوان نویسنده وارد شده اند و در نهایت کارشان به گرافیستی رسیده است. این فرصت های بزرگ برای خودی نشان دادن در استارتاپ ها فراوان است. فقط آدم اهلش را می خواهد.
 
 بالارفتن از دیوار استارتاپ‌ها

اگر می خواهید چیزهای زیادی یاد بگیرید

در استارتاپ ها هر روز چیزی برای یادگرفتن وجود دارد. از یاد گرفتن برای انجام کاری به یک روش متفاوت گرفته تا مجبور شدن به انجام کاری که تا به حال می ترسیدیم آن را انجام دهیم. از طرفی کارکردن در یک استارتاپ مثل گذراندن واحدهای دانشگاهی دوره های MBA است. شما دقیقا در شرایطی قرار می گیرید که چه به عنوان بنیانگذار یا سهامدار باید به فکر سوددهی شرکت خود باشید و نمی توانید اشتباهات زیادی بکنید. به همین خاطر مجبور می شوید به عنوان یک برنامه نویس حتی تا شرایط اقتصادی را هم در نظر بگیرید و تحلیل داشته باشید. همه اتفاقات در کنار به اشتراک گذاری مهارت ها، در نهایت منجر به یادگیری زیاد اطلاعات مختلف در یک بازه فشرده می شود.

اگر به دنبال فضای کاری منعطف می گردید

در استارتاپ ها خارج از این که کار زیادی از شما می خواهند، به شما نیز اجازه می دهند آن گونه که دوست دارید کار را به پایان برسانید. فقط شرط استارتاپ ها برای انجام کار به پایان رسیدن آن در زمان و با شرایط تعیین شده است. یعنی می توانید به محل کار نیامده و دورکاری کنید. یا در محل کار به صورت درازکش کار خود را انجام دهید. این مسائل تا زمانی که خروجی مناسب باشد هیچ مورد در فضای استارتاپ ندارد.

اگر می خواهید حس مالکیت و صاحب کار بودن را تجربه کنید

به صورت معمول شما یا صاحب یک استارتاپ هستید یا به صورت یک سهام دار وارد این فضای کاری می شوید. حتی اگر هیچکدام از این دو حالت هم نباشد، فضای کاری به گونه ای است که انگار شما مالک و مسئول استارتاپ هستید. هر اقدام شما می تواند تاثیر مثبت در موفقیت و شکست استارتاپ داشته باشد و موقعیت و درآمدتان با توجه به این اتفاق ها کاملا تغییر می کند. همه این موارد و البته  جو بسیار صمیمی این محیط کاری باعث می شود حس کنید کسب و کار خودتان را داشته و خودتان در حال مشخص کردن سرنوشت تان هستید.

قدرتمندترین کلمات در تبلیغات و فروش

در دهه‌های گذشته تبلیغات دچار تحولات عمده‌ای شده است اما برخی از کلمات همانند گذشته قدرت و نفوذ زیادی دارند. گروه روانشناسی دانشکاه ییل کلمات متعددی را در زبان انگلیسی بررسی نموده و به این نتیجه رسید که ده کلمه دارای بیشترین قدرت و تاثیرگذاری بخصوص در تبلیغات و فروش هستند. استفاده از این کلمات در کمپین ها منجر به افزایش تاثیرگذاری آنها خواهد شد. در این مطلب این ده کلمه را مرور می کنیم.

قدرتمندترین کلمات در تبلیغات


10.جدید ( تازه )


همه ی ما از امور جدید استقبال می‌کنیم، حتی اگر واقعاً جدید نباشند. ما به دنبال خودروهای جدید، لباسهای جدید، کفشهای جدید، و طعم ها و بوهای جدید هستیم و حاضریم بابت آن پول بدهیم .

9. صرفه جویی


آیا کسی هست که بدنبال صرفه جویی در هزینه و زمان نباشد؟ صرفه جویی در هزینه ها کاری است که 99 درصد از ما به دنبال انجام آن هستیم حتی اغلب ثروتمندان نیز بدنبال رسیدن به این هدف هستند. اگر می توانید به افراد جدید کمک کنید که در هزینه های خود صرفه جویی کنند، حتماً آن را اعلام کنید.

8. امنیت (امن)


یکی از مهمترین انتظارات ما از کالاها و خدمات، امنیت است. همه ی ما دوست داریم اطمینان حاصل کنیم که در حوزه‌ی امنی سرمایه گذاری کرده ایم و یا اینکه اسباب‌بازیهای فرزندانمان بالاترین استانداردهای امنیتی را دارند . در کاربرد این کلمه باید دقت داشته باشید، گاهی اوقات استفاده از کلمه ی امن یا امنیت چندان مناسب نیست. به عنوان مثال؛ نمی توانید بگوئید خوردن این ساندویچ کاملاً امن است. 

7. ثابت شده


باید به مشتریان خود ثابت کنید که برند شما همان چیزی است که آنها به دنبال آن هستند. به عنوان مثال، یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی ادعا نمود که از هر 10نفر،  8 نفر می گویند که غذای این شرکت را ترجیح می دهند. هشت از ده نفر، عدد بزرگی است و راه خوبی برای ثابت کردن است. بنابراین تنها مورد کیفیت و مرایای محصول خود حرف نزنید، آن را ثابت کنید.

6. عشق


این کلمه بار احساسی قدرتمندی دارد، اما باید در کاربرد آن دقت کنید. شما می توانید بگویید عاشق بوی عطر .... خواهید شد، اما شاید نتوانید بگوئید بی درنگ عاشق دمپایی .... خواهید شد. چون دمپایی چیزی نیست که افراد عاشق آن شوند.

5. کشف


کشف موارد تازه همواره برای افراد جذاب و هیجان انگیز است . بنابر این، اگر در تبلیغات به آنها تلقین کنید که آنها با خرید محصول شما به کشف تازه‌ای دست می یابند. تا حد زیادی در جذب آنها موفق شده‌اید .

4. ضمانت


این واژه به از بین بردن تردید مشتریان کمک می‌کند. اعتبار کسب و‌کارها تا حد زیادی به ضمانت آنها از محصولات خود بستگی دارد . بهترین گزینه در این زمینه این است که به مصرف‌کنندگان اطمینان دهید که در صورت عدم کیفیت محصول پول آنها را پس خواهید داد .این کار ریسک خرید محصول برای مشتریان را از بین می برد . به طور کلی ، درصد بسیار کمی از مشتریان برای باز پس گیری پول خود به شما مراجعه می کنند .

3. سلامتی


 حفظ سلامتی یکی از مهمترین اهداف بشر است:  سلامت جسمی، سلامت روانی، حتی سلامت مالی.  اخیراً در تبلیغات توجه زیادی به مقوله ی سلامت مالی می گردد .

2. نتایج


این واژه با مقوله‌ی موفقیت ارتباط نزدیکی دارد. با استفاده از این واژه و یا هم خانواده‌های آن می‌توانید خرید را برای مشتری توجیه کنید. اگر خرید یک کالا یا خدمت همراه با نتایج مثبتی باشد، مشتری به این نتیجه می رسد که خرید آن ارزش دارد.

1.شما


کلمه‌ی شما همواره موثرترین و قدرتمندترین واژه در تبلیغات بوده است. دلیل آن این است که این کلمه فضای گفتمان را مشخص و توجه افراد را به خود جلب می‌کند. اگر تبلیغی در مورد شما باشد قطعاً به آن توجه خواهید کرد. در گفت و گو با مشتریان  در تبلیغات و یا خارج از آن حتماً از این کلمه استفاده کنید.

شیوه‌های کم‌هزینه برای تبلیغات

مادامی که مردم به ما ایمان نیاورند، حرفمان باد هواست. اگر آنها آنچه از ما می‌شنوند را نفهمند، به ما ایمان نخواهند آورد و به حرفمان نیز گوش نمی‌دهند. پس اگر نتوانیم جلب توجه کنیم، حرفمان خریدار نخواهد داشت. توجه مردم نیز جلب نمی‌شود، جز با نوآفرینی." ویلیام برنباخ – اسطوره تبلیغات تبلیغات، دیرینه‌ای کهن در تعاملات انسانی دارد، چرا‌که انسانها در طول تاریخ کوشیده‌اند تا به کمک ابزارهای تبلیغاتی و در بازار پرهیاهوی زندگی، افکار و آرمان‌هایشان را به فروش رسانند و یا فرآورده‌هایشان را به شیوه‌ای سودآور و اثربخش عرضه کنند.

تبلیغات جایگاهی بسیار ویژه در فرآیندهای بازاریابی‌ دارد و موجب ترویج یک ایده کالا یا خدمت در میان متقاضیان می‌شود. از طرف دیگر مشتری نیز باید بداند که چه چیزی برای فروش داریم تا بتواند خریدی انجام دهد، و این دلیلی بر اهمیت تبلیغات و جایگاه آن در فرآیند بازاریابی است. تبلیغات مؤثر دست‌یاری‌گر بازاریابی مدرن در فروش موثر است، چه‌آنکه همانگونه که سرجیو زیمن می‌گوید: "فقط و فقط یک قانون وجود دارد، و آن اینکه تبلیغات باید منجر به فروش شود." اما چه روشهایی برای تلیغات ارزان و در عین حال موثر وجود دارد؟ قبل از معرفی توصیه‌های کم‌هزینه‌ی تبلیغات، برخی از مهم‌ترین استراتژیهای تبلیغات موفق را مرور می‌کنیم.

شیوه‌های کم‌هزینه برای تبلیغات

1.    تبلیغات شما باید مزایایی را مطرح و یا مشکلی را حل کند.

2.    مصرف‌کننده باید این مزیت یا راه حل را خواسته باشد.

3.    کالا یا محصولی را که ارائه می‌کنید باید ارتباط مستقیمی با آن مزیت یا راه حل داشته باشد.

4.    این مزیت یا راه‌حل باید به روشنی منتقل گردد. به عبارت دیگر، مزیت محصول و یا خدمت شما نباید در جذابیت تبلیغ گم شود.

در ادامه 20 توصیه‌ی کم‌هزینه برای تبلیغات را بررسی می‌کنیم.

1.    کارشناسان حوزه‌ی تبلیغات در رادیو ،تلویزیون، و نشریات معمولاً پیشنهاداتی در این زمینه به کسب‌وکارها ارائه می‌کنند. برای کاهش هزینه‌ها می‌توانید از توصیه‌های آنها استفاده کنید.

2.    آگهی‌های خود را بیش‌تر در زمانها و مکانهای شلوغ ارائه کنید.

3.    به جای یک تبلیغ بزرگ، آگهی کوچکی بسازید و در زمانها و مکانهای مختلف آن را ارائه کنید.

4.    ماهنامه‌ها در انتهای ماه فضای تبلیغاتی فروخته نشده دارند و با تخفیف در اختیار شما قرار می‌دهند.

5.    پیوسته در نیازمندی‌های جراید تبلیغ کنید. این بخش به مراتب از تبلیغات تلویزیونی موثرتر است.

6.    اگر می‌توانید به جای پول، خدمتی به روزنامه و یا مجله‌ای که در آن آگهی چاپ می‌کنید، ارائه کنید.

7.    سعی کنید با فروشندگان و تولیدکنندگان آگهی مشترک داشته باشید و هزینه‌ها را تقسیم کنید.

8.    ویژه‌نامه‌های محلی جراید کثیرالانتشار پیشنهاد بسیار خوبی است چرا که هزینه‌ی آگهی در آنها پایین‌تراست. برخی از نشریات که در مکانهای خاص مانند مطب پزشک قرار داده می‌شوند نیز گزینه‌ی مناسبی‌اند زیرا ممکن است سالها آن جا بمانند.

9.    اندازه‌ی آگهی‌های خود را کاهش دهید. یک تبلیغ 60 ثانیه‌ای دو برابر یک تبلیغ 30 ثانیه‌ای تاثیرگذار نیست و دو برابر مشتری جذب نخواهید کرد. این کار باعث می‌شود که آگهی‌های بیش‌تری داشته باشید. اگر هر روز تبلیغات کوتاهی داشته باشید نسبت به حالتی که در ماه یک تبلیغ بزرگ داشته باشید تاثیرگذاری بیش‌تری دارد.

10.    پیام آگهی مهم‌تر از شکل آن است. آگهی‌هایتان را برای فروش بسازید نه برای جایزه گرفتن.

11.    بهترین مشتریان شما چه کسانی‌اند؟ سعی کنید این گروه هدف اصلی تبلیغات شما باشند.

12.    اگر بتوانید از یک رویداد ورزشی، فرهنگی، و ... حمایت مالی کنید، شهرت قابل قبولی بدست خواهید آورده که باعث جذب مشتریان جدید خواهد شد.

13.     کسب‌وکارهای کوچک معمولاً نمی‌توانند از عهده‌ی هزینه‌ی تبلیغات اشباع برآیند. بنابراین، در انتخاب رسانه‌هایی که در آنها آگهی می‌دهید، دقت کنید.

14.    از رسانه‌ای که انتخاب می‌کنید به بهترین شکل استفاده کنید. اگر پیام شما شفاهی است، پس نیازی به تلویزیون نخواهد داشت. صرفاً از رادیو، بیلبورد ، و روزنامه‌ها استفاده کنید.

15.     ارسال نامه‌ی مستقیم را فراموش نکنید. بررسی‌ها نشان می‌دهد که اگر قبل از تماس مشتری نامه به همراه یک بروشور برای وی بفرستید. میزان فروش شما افزایش خواهد یافت.

16.    سعی کنید آگهی شکلی روایی داشته باشد. در این حالت آگهی شبیه خبرهای روزنامه خواهد بود. حتماً تیتر جذابی برای آن انتخاب کنید تا خوانندگان آن به طرز قابل ملاحظه‌ای افزایش یابد.

17.    از لحاظ هزینه‌ی تبلیغات نمی‌توانید با شرکت‌های بزرگ رقابت کنید اما می‌توانید با استفاده از ایده‌های شگفت‌انگیز (مانند نمونه‌ی اویس) و نیز عناصر مختلف مانند رنگ، موسیقی، شعار  و طنز مشتریان بیش‌تری جذب کنید.

18.     در تبلیغات خود کلیدگذاری کنید. سعی کنید بفهمید مشتریان چگونه شما را پیدا کرده‌اند. به عنوان مثال، روی کوپن‌های تخفیف کدی قرار دهید که نشان دهد مربوط به آگهی در کدام روز و کدام نشریه است. یا می‌توانید از مشتری بخواهید تبلیغ شما را توضیح دهد تا به او تخفیف دهید.

19.     در طول سال ممکن است شرایطی پیش بیاید که نیاز بیش‌تری به تبلیغات داشته باشید.بدین منظور همواره مقداری بودجه برای این شرایط کنار بگذارید.

20.    همواره بیشتر از آنچه به مشتری تعهد کرده‌اید و نیز بیشتر از آنچه او انتظار دارد به او بدهید.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد

اولین آگهی که در امریکا در روزنامه چاپ شد، به سال 1704 برمی‌گردد؛ این آگهی برای فروش یک خانه در لانگ‌آیلند بود.  از آن زمان به بعد، صنعت تبلیغات دستخوش تحولات بزرگی قرار گرفت.در طول زمان، آگهی‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری را دیده‌ایم که نه تنها ما را متقاعد به خرید یک محصول یا خدمت کرده‌اند،  بلکه در شیوه‌ی برقراری ارتباطات و تعاملات ما با یکدیگر نیز تاثیر گذاشته‌اند، از لذت نوشیدن قهوه گرفته تا نوع لباسی که در محل کار می‌پوشیم، یا فیلم‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم.

در اینجا به بررسی تبلیغاتی که فرهنگ دنیا را تغییر دادند، می‌پردازیم:

سال 1907:آب پرتقال Sunkist

در اوایل دهه 1900،  تولید کنندگان پرتقال در کالیفرنیا یک مشکل بزرگ داشتند: برداشت پرتقال بیش از میزان خرید مشتریان بود.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

بنابراین در سال 1907، "بنیاد پرورش‌دهندگان و دلالان میوه کالیفرنیا" به دیدن آلبرت لاسکر، بنیانگذار تبلیغات مدرن و مالک آژانس تبلیغاتی Lord & Thomas رفتنند تا چاره‌ای برای حل مشکل آنها بیندیشد.

آلبرت لاسکر به آنها پیشنهاد برندسازی مجدد داد و اینکه نام برند خود را از "بنیاد پرورش‌دهندگان و دلالان میوه کالیفرنیا"  به Sunkist تغییر دهند. مهم‌ترین کمک او به آنها استفاده جدید از میوه بود: آبمیوه.

پس از آن بود که Sunkist به مردم آموزش می‌داد چگونه آب پرتقال بگیرند و از این طریق به همراه میوه به آنها آبمیوه‌گیری هم می‌فروخت. امروزه این محصول بخش جدانشدنی وعده صبحانه در سراسر جهان است.


سال 1947: الماس همیشگی است

De Beers (د بیرز) رسم هدیه دادنِ انگشتر الماس هنگام خواستگاری را رواج داد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

شرکت د بیرز، بزرگ‌ترین استخراج‌کننده و پخش‌کننده الماس در سراسر جهان است. در سال 1938، دبیرز، معادن الماس و شرکتهای تولیدی سنگهای قیمتی در فروش سنگهای با ارزش خود دچار مشکل شدند.  فروش برای دو دهه کاهش یافته بود، اما پس از آن رکورد بزرگی در فروش الماس ثبت شد. تعداد کمی از مردم خواستار اجناسی بودند که فقط متعلق به قشر ثروتمند جامعه بود. 

بنابراین این شرکت از آژانس تبلیغاتی N.W. Ayer  کمک خواست تا در پیدا کردن راهی برای فروش الماس برای مردم سطح متوسط جامعه به آنها کمک کند.

  Ayerدر سال 1947 این شعار را پیشنهاد داد: "A Diamond Is Forever ". او و همکارانش از انتخاب این شعار تبلیغاتی خیلی هیجانزده نبودند، اما سال بعد از همین شعار برای راه‌اندازی کمپینی با همین نام استفاده کردند. این کمپین بلافاصله توجه مردم آمریکا را به خود جلب کرد، و آنها خیلی زود باور کردند که جواهر نماد عشق ابدی است، نه فقط یک جنس لوکس و گرانقیمت.
از سال 1984 شعار تبلیغاتی "الماس همیشگی است"در تمام آگهی‌های دبیرز دیده می‌شد، و Ad Age آن را بهترین شعار قرن بیستم نامید.


سال 1952: به خودتان استراحت بدهید و قهوه بنوشید

در اواسط دهه 1950، شرکت Pan American Coffee با جمله‌ی " به خودتان استراحت بدهید و قهوه بنوشید"، کارگران را تشویق به خوردن یک عصرانه‌ی آرامش‌بخش کرد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

Pan American Coffee، یک شرکت خصوصی پیشرو در تولید قهوه است و از سال 1960 فعالیت خود را آغاز کرده است.

تاثیرگذاری این تبلیغ به حدی بود که استراحت تبدیل به چیزی شد که اکثر کارگران آرزوی داشتن آن را در حین کار داشتند. در سال 1964، اتحادیه کارگران اتومبیل امریکا، مدیران خود را تهدید کردند درصورتیکه زمان استراحت در حین کار در قراردادشان ثبت نشود، اعتصاب خواهند کرد.


1959: Think Small (کوچک بیندیش)

در دهه 1950 اتومبیل‌های بزرگ، با موتورهای پر قدرت و با ظاهری شیک و پر زرق و برق مورد علاقه‌ی مردم بودند. در زمانی که خودروسازان آمریکایی از شکوه و قدرت صنعت هواپیماسازی الهام می‌گرفتند، مدل "بیتل" فولکس واگن سر‌و‌صدای زیادی به راه انداخت.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

کمپین "Think Small" فولکس واگن که توسط آژانس تبلیغاتی Doyle Dane Bernbach ساخته شد، انقلابی را در نحوه‌ی حرف زدن شرکتها با مشتریان به وجود آورد وصدای نارضایتی رو به رشد مردم را در ده‌ی 1950 به تصویر کشید.

کدامیک از تولید کنندگان ماشین با خوشحالی نقص محصول خود را تبدیل به یکی از ویژیگهای منحصر به فرد آن می‌کنند؟ فولکس واگن روی کاربرد اتومبیلهای کوچک و بادوام‌تر در آگهیهای تبیلغاتی خود تمرکز کرد و هدف خود را از انتشار این آگهی ابزاری برای فروش بیشتر اذعان کرد.
این در حالی بود که رقبای فولکس واگن با آب و تاب ویژگیهای باور نکردنی محصولات خود را تبلیغ می‌کردند.


1964: گل مینا

در سال 1964، لیندون جانسون لیتون پس از پایان دوره‌ی جان اف کندی در دور بعدی انتخابات مقابل بری گلدواتر با اختلاف بالا پیروز شد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

آگهی گل مینا تنها یک بار از سوی کمپین انتخاباتی جانسون در تلویزیون نشان داده شد، اما تاثیر بسزایی در پیروزی وی در انتخابات داشت.

گلدواتر، رقیب لیندون جانسون که طرفدار عملیات نظامی خشونت‌آمیز بود پیشنهاد استفاده از سلاح هسته‌ای را داده بود. 

جانسون توانست با انتشار یک آگهی تبلیغاتی پیروز انتخابات شود. مبارزه انتخاباتی او با نام  "آگهی گل مینا" شناخته شد. در این آگهی تبلیغاتی یک دختر بچه با چهره‌ای معصوم، در حال بازی کردن با یک گل است که سرش را بلند می‌کند و یک ابر سیاه را که ناشی از بمب اتمی است، می‌بیند. سپس صدای جانسون شنیده می‌شود که خطاب به دختربچه می گوید:

«بردن یا باختن! می‌توانیم دنیا را طوری بسازیم که همه‌ی انسانها بتوانند با آرامش در آن زندگی کنند، و یا برعکس در تاریکی زندگی کنند. ما باید همدیگر را دوست داشته باشیم، در غیر این صورت محکوم به مرگ هستیم. »

نتیجه: جانسون موفق شد با یک لغزش کوچک از سوی رقیبش پیروز انتخابات امریکا شود.  و این آگهی تبدیل به بخشی از فرهنگ آمریکایی تبدیل شد.


سال 1984: تبلیغ مسابقات سوپربول اپل در سال 1984

اپل در سال  1984 با استفاده از یک آگهی خیره‌کننده از رایانه شخصی مکینتاش خود در طول بازیهای سوپر بول رونمایی کرد و ادعا کرد که بر خلاف دیدگاه مدینه فاسده(dystopian ) جورج اورول، سال 1984زمانی است که مردم از تکنولوژی به عنوان یک ابزار انقلابی برای بیان هویت خود استفاده می‌کنند.


آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

در این تبلیغ که ریدلی اسکات کارگردانی آن را بر عهده داشت،  یک زن در سالنی که افراد بسیاری با لباس‌هایی شبیه به هم در حال تماشای سخنرانی رهبر خود در یک نمایشگر بزرگ هستند، می‌دود و پتکی را به صفحه نمایش بزرگ سالن پرتاب می‌کند. 

در این تبلیغ آن فرد به نوعی از آزادی اشاره می‌کند که رایانه‌های شخصی برای کاربران به ارمغان می‌آورد و رهبران فناوری را ترغیب می‌کند تا کامپیوتر را یک ابزار خلاقیت ببینند.


1988: فقط انجامش بده

نایک در اولین آگهی تبلیغاتی "فقط انجامش بده" ، والت استاک 80 ساله را نشان داد که با حالتی خسته در حال پیاده‌روی روزانه‌اش در پل گلدن گیت می‌باشد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

پیام این آگهی بسیار ساده بود و نیازی به توضیح بیشتری نداشت.

شعار نایک در حال حاضر 26 ساله است و در طی این سالها تلاش کرده مردم را متقاعد کند که  آنها هم اگر بخواهند می‌توانند ورزشکار باشند. تنها کاری که باید بکنند این است که یک جفت کفش ورزشی بخرند و ورزش را شروع کنند.


سال 1992: راهنمای خرید لباس غیررسمی در محل کار

لوی استراوس، بنیانگذار شرکت تولید شلوار جین لیوایز ، مفهوم "لباس غیررسمی در محل کار" را برای امریکایی‌ها تعریف کرد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

نحوه‌ی لباس پوشیدن امریکایی‌ها در محیط کار از دهه 1950 دستخوش تغییراتی شد. اما این شکل از لباس پوشیدن پس از مدتی و در دهه 1980 راه خودش را به صنایع دیگر نیز باز کرد. در آن زمان کارمندان می‌توانستند یک روز در هفته با لباسی راحت و غیررسمی سر کار بروند. وضع کنندگان این قانون معتقد بودند که این کار باعث می‌شود عملکرد کارمندان پربازده‌تر شود و روحیه بهتری در محیط کاری داشته باشند.

اما بسیاری از شرکتها زمانی که می‌دیدند برخی کارمندان با ظاهری ناآراسته و شلواری پاره پوره در محیط کاری حاضر می‌شوند، از تصمیم خود و اعمال چنین قانونی پشیمان شدند.

در همین زمان بود که شرکت تولیدی پوشاک لوی‌اشتراوس فرصت را برای کسب‌و‌کار مناسب دید. این شرکت در سال 1992، یک کمپین تبلیغاتی گسترده راه انداخت و کاتالوگی را با عنوان "راهنمای خرید لباس غیررسمی در محیط کار" برای مدیران منابع انسانی شرکتهای مختلف در سراسر کشور ارسال کرد. لیوایز در این کاتالوگ پوشاک و البسه‌ی جین مناسب برای محیط‌های کاری را به تصویر کشیده بود.

در اوایل دهه 90 بود که  شرکتهای مختلف بسیاری برای مشاوره و یا خرید البسه کاری از لیوایز با این شرکت تماس می گرفتند. لیوایز در سال 1995 فروش بی‌سابقه‌ی 6.2 میلیارد دلاری را تجربه کرد.


سال 2012: ردبول استراتوس

فلیکس باومگارتنر در اکتبر ۲۰۱۲ طی پروژه‌ای به نام "ردبول استراتوس" با کپسولی متصل به یک بالون هلیمی، بر فراز شهر رازول ایالت نیومکزیکو در ایالات متحده امریکا بالا رفت و از ارتفاع ۳۹٬۰۴۵ متری زمین به سوی زمین پرید.


آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

باومگارتنر نخستین چتربازی است که با سقوط آزاد و بدون هیچ وسیله‌ای، دیوار صوتی را شکست و رکورد مرتفع‌ترین و سریع‌ترین پرش با چتر دنیا را به نام خود ثبت کرد. هشت میلیون نفر به صورت زنده این رویداد هیجان‌انگیز را تماشا می‌کردند.

این حرکت باعث ورود عرصه‌ی جدیدی به تاریخ تبیلغات شد: اینبار آگهیهای بازرگانی میان برنامه و یا رویداد خاصی پخش نشد و برنامه را قطع نکرد، بلکه خود تبلیغ یک رویداد خیلی مهم بود.