درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار
درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار

ابر برندها این‌ گونه تبلیغ می‌کنند...

صنعت خودروسازی یکی از صنایع بزرگ دنیای امروز به شمار می‌رود که برندهای مختلف آن در یک فضای رقابتی به تولید محصولات خود می‌پردازند. در اینجا سعی می‌کنیم راهکارهای بازاریابی برند «بی‌ام‌و» را به منظور حفظ برتری خود در این فضای رقابتی بررسی کنیم.  برند لاکچری بی‌ام‌و نامی آشنا در صنعت خودرو است که با استفاده از راهکارهایی مانند شناخت بازارهای مختلف، درجه‌بندی مشتریان، حفظ موقعیت و نام تجاری خود، سعی در شناساندن هرچه ‌بهتر محصولات خود در میان دیگر رقبا دارد.

کمپانی بی‌ام‌و یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های تولیدکننده اتومبیل و موتورسیکلت در جهان بوده و در حال حاضر این شرکت آلمانی از شناخته‌شده‌ترین و تحسین‌برانگیزترین برندهای اتومبیل به شمار می‌رود. کیفیت مناسب محصولات این برند باعث ایجاد اعتماد روزافزون مشتریان به آن شده، به طوری که در سال ۲۰۱۳ یک میلیون و ۹۰ اتومبیل و ۱۱۵ هزار موتورسیکلت آن به فروش رفته است. بی‌ام‌و در کنار دو برند آشنای دیگر آلمانی، مرسدس‌بنز و آئودی، یکی از سه کمپانی تولیدکننده ماشین‌های لوکس در سطح جهان است. بی‌ام‌و کار خود را در دهه ۱۹۰۰ با ساخت موتورسیکلت شروع کرد و با اینکه در حال حاضر یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان خودرو به شمار می‌رود، اما تولید خودرو را کمی دیرتر آغاز کرده است. 

ابربرندها این‌گونه تبلیغ می‌کنند...


این شرکت به طور مشخص در سال ۱۹۱۳ توسط «کارل فردریک رپ» تاسیس شد و در حال حاضر با داشتن بیش از یک میلیون کارمند در بیش از ۴۰ کشور جهان نمایندگی دارد و کارخانه‌های زیادی را در آلمان، ایالات‌متحده آمریکا، انگلستان، مصر، چین، آفریقای جنوبی، برزیل و... بر پا کرده است. این نام تجاری سه شرکت مهم بی‌ام‌و، «مینی‌کوپر» و «رولزرویس» را تحت لوای خود دارد و این سه غول صنعت خودرو در کنار یکدیگر، با تولید محصولات متنوع و متفاوت خود، نام تجاری بی‌ام‌و را بیش‌ازپیش مشهور و محبوب می‌کنند.

 تبلیغ با نام تجاری

گاهی نام یک برند تجاری به اندازه‌ای قوی می‌شود که خود به‌تنهایی می‌تواند عامل تبلیغاتی به شمار رود. در همین راستا می‌توان گفت یکی از استراتژی‌های مهم برند بی‌ام‌و در زمینه بازاریابی محصولاتش، داشتن نام تجاری قدرتمند است، به گونه‌ای که این استراتژی پایه و اساس موفقیت این گروه تولیدی را تضمین می‌کند. تمام کارکنان این شرکت یک هدف اصلی دارند و آن نیز حفظ ارزش‌ها و اهداف کمپانی است. فن‌آوری، نوآوری، عملکرد، کیفیت، قابلیت اطمینان، انحصار و رضایت مشتری ازجمله اهداف اصلی این شرکت است که سعی دارد در بهترین حالت ممکن آن‌ها را ارائه دهد. 

گروه بی‌ام‌و برای حفظ جایگاه برند خود در میان دیگر تولیدکنندگان، چند هدف اساسی را دنبال می‌کنند که عبارت‌اند از شناخت پتانسیل‌ها و تشویق روند رشد، آگاهی کامل از آنچه کمپانی در پی ارائه آن است، شناخت دقیق نقاط قوت و ضعف شرکت و استفاده بهینه از فرصت‌های به‌دست‌آمده. درونی شدن عوامل فوق برای کارکنان این شرکت، نکته مهمی در حفظ موقعیت و برتری این کمپانی به شمار می‌رود، به این معنا که اگر هدف برای تمام اجزای یک سازمان به صورت واحد تعریف‌ شده باشد و از همه مهم‌تر این هدف برای آن‌ها کاملا درونی شده باشد، تمام سازمان به صورتی یکپارچه در پی تحقق آن است و با این وصف موفقیت شرکت حتمی خواهد بود.

 شعارهای مشتری‌محور

دو شعار اصلی این کمپانی عبارت‌اند از «لذت رانندگی محض» و «نهایت رانندگی» که نشان‌دهنده تلاش بی‌وقفه این گروه تولیدی در جهت ارائه محصولاتی باکیفیت و مشتری‌محور است که تمرکز اصلی آن بر قابلیت‌های رانندگی قرار داده شده است. در اینکه رانندگی لذت‌بخش است هیچ شکی نیست، اگر رانندگی صرفا به خاطر خدمات حمل‌ونقل خود در میان مردم محبوبیت داشته و وسایل نقلیه عمومی می‌توانستند تا حد زیادی این نیاز را برطرف کنند، اما می‌بینیم که در بازار صنعت خودرو هرساله اتومبیل‌های مدرن‌تر و خاص‌تری تولید می‌شوند و مصرف‌کنندگان زیادی نیز در سطح جهان دارند، بر همین اساس کمپانی بی‌ام‌و نیز به‌خوبی لذت رانندگی را دریافته و آن را تبدیل به یکی از شعارهای مهم و تاثیرگذار خود کرده است. 

به بیان دیگر، یکی از مهم‌ترین اقداماتی که در هر فرایند تبلیغاتی رخ می‌دهد، توجه به علاقه و سلیقه مصرف‌کنندگان است، در همین راستا نیز گروه بازاریابی بی‌ام‌و با خلق شعارهایی مانند «لذت رانندگی محض» و «نهایت رانندگی» در پی ارائه تصویری متفاوت از خودروهای خود به مشتریان است. به این معنا که ماشین‌های تولیدی بی‌ام‌و کیفیتی را در رانندگی به مشتریان خود ارائه می‌دهند که با دیگر ماشین‌ها آن را تجربه نخواهند کرد.

 هنرپیشه‌هایی که بی‌ام‌و سوار می‌شوند

چهره‌های سینمایی همیشه یکی از بهترین ابزارهای تبلیغاتی برندهای تجاری به شمار می‌رفتند و این روند خصوصا در برند لاکچری بی‌ام‌و به‌خوبی مشهود است.  مصرف‌کنندگان وقتی ببینند چهره‌های سینمایی محبوب آن‌ها چه نوع ماشینی سوار می‌شوند، به صورت ناخودآگاه به سوی برند مذکور سوق داده می‌شوند و هنگام خرید ماشین چهره سینمایی و ماشینی که بر آن سوار بود را از یاد نمی‌برند. محبوبیت هنرپیشه‌ها می‌تواند تا حد زیادی بر سلیقه مصرف‌کنندگان تاثیر بگذارد و در این میان کمپین‌های بازاریابی بی‌ام‌و نیز به‌خوبی این تاثیر را دریافته و از چهره‌های شاخص سینمایی مانند تام کروز، یا بازگران نقش  جیمز باند و... برای معرفی و تبلیغ محصولات این کمپانی استفاده می‌کند.

 استراتژی بخش‌بندی بازار

بخش‌بندی، هدف‌گیری و تثبیت موقعیت سه مرحله مهم در استراتژی‌های بازاریابی بی‌ام‌و به شمار می‌روند که تاثیر مهمی در موفقیت این شرکت داشته‌اند. این سه مرحله نشان‌دهنده برنامه‌ریزی دقیقی است که تیم‌های بازاریابی این کمپانی در راستای اهداف خود طرح‌ریزی می‌کنند. در مرحله بخش‌بندی، استراتژی شناختن مشتریان به لحاظ موقعیت جغرافیایی آن‌ها اهمیت زیادی پیدا می‌کند، به این معنا که با شناختن بازارهای مناطق جغرافیایی مختلف، گروه تولیدی بی‌ام‌و می‌تواند نوع محصولاتی که برای مناطق مختلف تولید می‌کند و درجه و کیفیت آن‌ها را تعیین کند.

 طبق آمارهای گرفته‌شده توسط تیم‌های بازاریابی این شرکت، بیش از ۷۰ درصد از خودروهای این برند در اروپا و آمریکای شمالی به فروش رفته است و بر این اساس، این کمپانی تمرکز اصلی تبلیغات خود را در مناطق مذکور خواهد گذاشت که بیشترین میزان مصرف‌کننده را دارند.

 استراتژی هدف‌گیری

در این روش، گروه تولیدی بی‌ام‌و مشتریان مخصوص به خود را در نظر می‌گیرد؛ به این معنا که تولیدات این شرکت برای همه گروه‌های قومی و شهروندان طراحی و تولید نمی‌شود و گروه مخاطبان خاص خود را دارد. از آنجایی که بی‌ام‌و برندی لاکچری و لوکس در جهان به شمار می‌رود، مصرف‌کنندگان آن نیز نمی‌توانند تمام افراد باشند و بنابراین گروه‌های تبلیغاتی این شرکت، هنگام ارائه پیام‌های تبلیغاتی خود، مصرف‌کنندگان خاصی را مد نظر دارند. به طور کلی گروه سنی ۲۵ تا ۴۰ سال ازجمله هدف‌های این شرکت به شمار می‌روند که علاقه و سلیقه آن‌ها با محصولات مدرن و امروزی بی‌ام‌و کاملا منطبق است و شاید بهتر باشد بگوییم بی‌ام‌و محصولاتش را مطابق با سلیقه مدرن آن‌ها عرضه می‌کند. 

همچنین یکی دیگر از راهکارهای بازاریابی بی‌ام‌و در هدف قرار دادن مشتریان، توجه به میزان درآمد آن‌هاست. طبق یک اصل تعریف‌شده در این شرکت، افرادی که درآمد آن‌ها بالای ۲۵ هزار پوند باشد، به‌عنوان مصرف‌کنندگان این برند هدف‌گیری می‌شوند و بر اساس علایق و نیازهای آن‌ها برنامه‌های تبلیغاتی این شرکت پی‌ریزی می‌شود.


 استراتژی موقعیت‌یابی

شناخت موقعیت خود در میان دیگر برندها یکی از استراتژی‌های مهم بازاریابی بی‌ام‌و محسوب می‌شود. این شرکت با توجه دقیق به میزان عملکرد و موفقیت خود، بالاتر بردن کیفیت محصولات، پیشرفت در فناوری‌های جدید، حفظ رضایت مشتری و درک درست از جایگاه انحصاری خود در میان دیگر تولیدکنندگان، سعی در حفظ موقعیت خود دارد. اگرچه بی‌ام‌و یکی از بهترین و مشهورترین تولیدکنندگان خودرو در سطح جهان است، اما استراتژی موقعیت‌یابی باعث می‌شود این شرکت همیشه به دنبال حفظ این موقعیت باشد و در فضای رقابتی شدیدی که با دیگر برندها دارد، جایگاه و موقعیت خود را فراموش نکند و سعی در نگه‌ داشتن آن جایگاه داشته باشد.

اصل تبلیغات برای میخکوب کردن مشتری

 قدرت متوقف کردن یعنی اینکه بتوانید با تبلیغ و سایر ارتباطات بازاریابی مردم را از رفتن بازدارید و آن‌ها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند.

ارتباطات دارای قدرت متوقف کنندگی، واکنش‌هایی از این قبیل به وجود می‌آورد: «چه گفتی؟» یا «آن را دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا می‌برند. برخلاف اغلب ارتباطات بازاریابی که حتی برای یک‌لحظه هم نمی‌توانند جلب‌توجه کنند.

مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران می‌شوند. این تراکم بالای پیام‌های ارسالی در حیطه‌ی بازاریابی باعث می‌شود که اغلب تلاش‌ها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود.

از مردم بخواهید ۵ مورد از آگهی‌هایی را که شب پیش از تلویزیون دیده‌اند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیده‌اند). به واکنش‌هایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی می‌کنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهره‌شان نقش می‌بندد.
 
کمی بعد احتمالاً می‌گویند: «بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به‌ خاطر می‌آورند. البته اگر مجموعه آگهی‌های دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان این‌ها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغ‌شده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما به‌ندرت تمام نام‌ها را به یاد دارند.

اگر همین‌طور ادامه بدهید و این بار درباره‌ی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامه‌های الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلی‌ها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجله‌ای که دیروز خوانده‌اند را به یاد نمی‌آورند. مگر آنکه فعالانه آن‌ها را به پاسخ‌گویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه می‌شوید.

این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار می‌کند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً می‌خواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگه‌دارند!
 
 7 اصل تبلیغات برای میخکوب کردن مشتریان

اصول متوقف کردن

بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیه‌ی تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل می‌توانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقف‌ساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربه‌ی خودم تعدیل کرده‌ام و به فهرست زیر رسیده‌ام:

۱.تبلیغ باید درون‌مایه‌ای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را به‌سوی خود بکشد. همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطه‌ی مخاطبان موردنظرش را جلب کند. اگر بچه‌ها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم می‌شود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است.

۲. تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد. همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقف‌سازی، هرگز اجازه نمی‌دهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد.

۳.تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد.  این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد.

۴. تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند. مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آن‌ها را متوقف می‌کند و به بررسی تبلیغ وا‌می‌دارد و باعث می‌شود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند.

۵. تبلیغ باید مخاطبان را شگفت‌زده کند. عنوانی تکان‌دهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیه‌ی عرضه‌ی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخ‌کوب کنند و به شگفت آورند.

۶. تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند- به شکلی هرظتنم ریغ. (نکته: سعی کنید این کلمه‌ی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یک‌چیز باعث می‌شود که مسئله‌ای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمی‌شود و توجه کسی را جلب نمی‌کند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده می‌گیرند.

۷. گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقوله‌ای که در آن می‌گنجد فراتر رود. محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب می‌شود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بی‌شک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان درباره‌ی مقوله‌ی محصول شما انتظار دارند.
 
برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی می‌کنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهی‌هایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایت‌آمیز مراجعه‌تان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاش‌های معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالی‌تان اسفنجی بفرستید که یک‌طرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد: البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان می‌خورد.

برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا می‌کنید.

قدرتمندترین کلمات در تبلیغات و فروش

در دهه‌های گذشته تبلیغات دچار تحولات عمده‌ای شده است اما برخی از کلمات همانند گذشته قدرت و نفوذ زیادی دارند. گروه روانشناسی دانشکاه ییل کلمات متعددی را در زبان انگلیسی بررسی نموده و به این نتیجه رسید که ده کلمه دارای بیشترین قدرت و تاثیرگذاری بخصوص در تبلیغات و فروش هستند. استفاده از این کلمات در کمپین ها منجر به افزایش تاثیرگذاری آنها خواهد شد. در این مطلب این ده کلمه را مرور می کنیم.
 
قدرتمندترین کلمات در تبلیغات و فروش 

۱۰.جدید ( تازه )

همه ی ما از امور جدید استقبال می‌کنیم، حتی اگر واقعاً جدید نباشند. ما به دنبال خودروهای جدید، لباسهای جدید، کفشهای جدید، و طعم ها و بوهای جدید هستیم و حاضریم بابت آن پول بدهیم .

۹. صرفه جویی

آیا کسی هست که بدنبال صرفه جویی در هزینه و زمان نباشد؟ صرفه جویی در هزینه ها کاری است که ۹۹ درصد از ما به دنبال انجام آن هستیم حتی اغلب ثروتمندان نیز بدنبال رسیدن به این هدف هستند. اگر می توانید به افراد جدید کمک کنید که در هزینه های خود صرفه جویی کنند، حتماً آن را اعلام کنید.

۸. امنیت (امن)

یکی از مهمترین انتظارات ما از کالاها و خدمات، امنیت است. همه ی ما دوست داریم اطمینان حاصل کنیم که در حوزه‌ی امنی سرمایه گذاری کرده ایم و یا اینکه اسباب‌بازیهای فرزندانمان بالاترین استانداردهای امنیتی را دارند . در کاربرد این کلمه باید دقت داشته باشید، گاهی اوقات استفاده از کلمه ی امن یا امنیت چندان مناسب نیست. به عنوان مثال؛ نمی توانید بگوئید خوردن این ساندویچ کاملاً امن است.

۷. ثابت شده

باید به مشتریان خود ثابت کنید که برند شما همان چیزی است که آنها به دنبال آن هستند. به عنوان مثال، یک شرکت تولیدکننده مواد غذایی ادعا نمود که از هر ۱۰نفر،  ۸ نفر می گویند که غذای این شرکت را ترجیح می دهند. هشت از ده نفر، عدد بزرگی است و راه خوبی برای ثابت کردن است. بنابراین تنها مورد کیفیت و مرایای محصول خود حرف نزنید، آن را ثابت کنید.

۶. عشق

این کلمه بار احساسی قدرتمندی دارد، اما باید در کاربرد آن دقت کنید. شما می توانید بگویید عاشق بوی عطر …. خواهید شد، اما شاید نتوانید بگوئید بی درنگ عاشق دمپایی …. خواهید شد. چون دمپایی چیزی نیست که افراد عاشق آن شوند.

۵. کشف

کشف موارد تازه همواره برای افراد جذاب و هیجان انگیز است . بنابر این، اگر در تبلیغات به آنها تلقین کنید که آنها با خرید محصول شما به کشف تازه‌ای دست می یابند. تا حد زیادی در جذب آنها موفق شده‌اید .

۴. ضمانت

این واژه به از بین بردن تردید مشتریان کمک می‌کند. اعتبار کسب و‌کارها تا حد زیادی به ضمانت آنها از محصولات خود بستگی دارد . بهترین گزینه در این زمینه این است که به مصرف‌کنندگان اطمینان دهید که در صورت عدم کیفیت محصول پول آنها را پس خواهید داد .این کار ریسک خرید محصول برای مشتریان را از بین می برد . به طور کلی ، درصد بسیار کمی از مشتریان برای باز پس گیری پول خود به شما مراجعه می کنند .

۳. سلامتی

حفظ سلامتی یکی از مهمترین اهداف بشر است:  سلامت جسمی، سلامت روانی، حتی سلامت مالی.  اخیراً در تبلیغات توجه زیادی به مقوله ی سلامت مالی می گردد .

۲. نتایج

این واژه با مقوله‌ی موفقیت ارتباط نزدیکی دارد. با استفاده از این واژه و یا هم خانواده‌های آن می‌توانید خرید را برای مشتری توجیه کنید. اگر خرید یک کالا یا خدمت همراه با نتایج مثبتی باشد، مشتری به این نتیجه می رسد که خرید آن ارزش دارد.

۱.شما

کلمه‌ی شما همواره موثرترین و قدرتمندترین واژه در تبلیغات بوده است. دلیل آن این است که این کلمه فضای گفتمان را مشخص و توجه افراد را به خود جلب می‌کند. اگر تبلیغی در مورد شما باشد قطعاً به آن توجه خواهید کرد. در گفت و گو با مشتریان  در تبلیغات و یا خارج از آن حتماً از این کلمه استفاده کنید.

بازاریابی و تبلیغات با استفاده از محتوا

امروزه دنیای تبلیغات تغییر کرده است و اگر چه تبلیغات آنلاین سهم زیادی دارد، شرکت‌ها و برندها نباید از تاثیرات تبلیغات محتوا محور غافل شوند. بر خلاف گذشته، دیگر پرداخت هزینه در رسانه‌ها برای انجام تبلیغات نمی‌تواند توجه مشتریان را جلب کند و برندها و شرکت‌ها اگر می‌خواهند در دنیای رقابت پیروز باشند، باید به دنبال روش‌ها و استراتژی‌های جدید باشند. تبلیغات محتوا محور  یا تبلیغات محتوایی یکی از این روشهاست.
 
 لزوم استفاده از تبلیغات محتوا محور
 
هزینه‌ها و مزایای تبلیغات آنلاین

جدای از این بحث که تبلیغات آنلاین چقدر می‌تواند موثر و مفید واقع شود، مبحث مهم دیگریست که باید به آن پرداخته شود. به نظر می‌رسد برندهای هوشمند و موفق برندهایی هستند که استفاده از تبلیغات در رسانه‌های قدیمی و متداول با پرداخت هزینه را رها کرده و به سراغ تاسیس رسانه مخصوص به خود رفته‌اند. این شرکت‌ها و برندها در این حالت می‌دانند باید درست بر روی چیزی تمرکز کنند که نظر مشتریانشان باشد: پیشنهاد و توصیه، ارائه اطلاعات و پیشینه برند و گاهی نیز ایجاد سرگرمی برای آنان. به عبارت دیگر، دنیای امروزی تبلیغات دیگر صحبت کردن در مورد مشتری نیست، بلکه صحبت کردن با مشتریسیت. این مفهوم، چیزی جز تبلیغات محتوا محور نیست.

جایگزین کردن رسانه‌های متداول با رسانه خصوصی توسط یک برند، از نظر اقتصادی نیز سبب می‌شود تا بودجه شرکت موثرتر و کارآمدتر صرف تبلیغات شود. علاوه بر این، انجام تبلیغات با پرداخت هزینه در رسانه‌ها چیزی بیش‌تر از صرفا اتلاف هزینه است.زیرا امروزه رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی به سرعت در حال تغییر است و اگر برندی بخواهد با پرداخت هزینه از این رسانه‌ها برای تبلیغات خود استفاده کند، باید نیروی کاری و هزینه بالایی صرف کند تا خود را با این تغییرات مطابقت داده و همواره به دنبال جدیدترین تکنولوژی یا بستر ارتباطی باشد.

با این حال، علی رغم اینکه تبلیغات زیاد و پرداخت هزینه‌های گزاف برای تبلیغات در رسانه‌ها صرفا سبب موفقیت یک برند یا فروش بالای یک محصول نیست، هنوز هم شرکت‌ها و برندهای بسیاری هستند که اصرار دارند از این استراتژی برای موفقیت در بازار رقابت استفاده کنند.

۳ دلیل که شما را مجاب می‌کند بر روی تبلیغات محتوا محور سرمایه گذاری کنید

امروزه ارزش‌ها از سمت سرمایه گذاری و صرف هزینه در رسانه‌های عمومی به سمت تبلیغات محتوا محور و مرتبط در رسانه‌ مخصوص هر برند تغییر یافته است. اما بسیاری از شرکت‌ها و برندها هنوز با این تغییر کنار نیامده یا اهمیت آن در موفقیت را نادیده می‌گیرند.

همانند تبلیغات در رسانه‌های عمومی با صرف هزینه، تبلیغات در رسانه مخصوص یک برند و ایجاد محتواهای مرتبط نیز استراتژی‌های خاص خود را دارد تا بتواند بر روی مخاطب تاثیرگذار باشد. اما فراموش نکنید اگر شما بتوانید نیازها و سلایق مشتریان خود را به خوبی بشناسید، سپس به تولید محتوا بپردازید و اعتماد و توجه آن‌ها را جلب کنید، رقابت را در دست گرفته‌اید و می‌توانید به انتظار موفقیت باشید. اگر هنوز هم نسبت به تبلیغات محتوا محور دچار شک و تردید هستید، سه دلیل مهم زیر را حتما مرور کنید:
 
 لزوم استفاده از تبلیغات محتوا محور

۱) رهبری منسجم‌تر

تبلیغات محتوا محور به شما این امکان را می‌دهد تا از همه فرصت‌هایی که برایتان پیش می‌آید، استفاده کنید.

اما فراموش نکنید انتشار محتوا، هدف خاص خود را دارد و انتشار محتوای بی هدف موثر نیست.

برای تولید محتوای تخصصی از همکارانتان کمک بگیرید.

ببینید مشتریان چه اطلاعاتی از شما می‌خواهند، سپس به کمک تیم خود محتواهای این چنینی منتشر کنید.

اگر موفق شوید اعتماد مخاطبان را جلب کنید، مشتریان وفاداری در طول زمان پرورش خواهید داد.

۲) استفاده از نیروهای متخصص

در زمینه تولید و انتشار محتوا، معمولا کارمندان تمام وقت گزینه‌های مناسب‌تری هستند، زیرا کار سختیست اگر شما بخواهید نیروهای زیادی را مدیریت کنید و آن‌ها را آموزش دهید تا به عنوان صدای برند شما شناخته شوند. با این حال، کار انتشار محتوا اگر چه ممکن است در ابتدا کاری ساده به نظر برسد، اما کاری تخصصیست و شما نیاز به استفاده از نظرات نویسندگان، بازاریابان و ادیتورهای باتجربه دارید. لذا، شما می‌توانید از این افراد به صورت پروژه محور در تیم خود استفاده کنید.

برای این که بتوانید به بهترین نحو از نویسندگان مهمان استفاده کنید، ابتدا باید مانند یک ناشر فکر کنید.

برنامه انتشاراتی شما به چه صورت است؟

آیا ترجیح می‌دهید از محتواهای کوتاه استفاده کنید یا محتواهای طولانی؟

آیا تنها به پیش نویس اولیه محتواها نیاز دارید؟

یا از نویسندگان مهمان می‌خواهید یک کار نهایی شده به شما تحویل دهند؟

برای انتخاب نویسنده، به سراغ کسانی بروید که در حیطه کاری شما نیز دانش و معلومات کافی دارند.

این افراد می‌توانند محصول شما را از زوایای جدیدی بررسی کنند و توجه مخاطبان را جلب کنند.

۳) هزینه‌های جانبی کم‌تر

با در نظر گرفتن استانداردها و پروتکل‌های مناسب برای انتشار محتوا، شما می‌توانید از نویسندگان جوان بسیاری که مستعد رشد و شکوفایی هستند، استفاده کنید. بررسی‌ها و تجارب نشان می‌دهد اگر شما بتوانید مسیر درست را برای نویسندگان خود مشخص کنید، نویسندگان جوان بسیار خلاق‌تر و باانگیزه‌تر از نویسندگان میانسال و باتجربه هستند. این نویسندگان همچنین می‌توانند با روحیه مثبت و خلاقی که دارند، فضای کاری شرکت شما را در جهت مثبت تغییر دهند.

یادتان نرود برای پرداخت مبلغ کمتر، به سراغ هر نویسنده‌ای نروید.

نویسندگان جوانی به درد شما می‌خورند که انگیزه کافی برای کار و پیشرفت داشته باشند.

کافیست آنها را تحت نظر نویسنده باتجربه‌ای قرار دهید تا، هم از خلاقیت و هم از تجربه آنها استفاده کنید.
 
 لزوم استفاده از تبلیغات محتوا محور

جمع بندی

استفاده از محتواهای مرتبط به برندها اجازه می‌دهد از فرصت‌های منحصر به فردی که برای آن‌ها پیش می‌آید استفاده کنند.

تبلیغات محتوا محور، باعث معرفی دهان به دهان برند شما می شود.

در واقع مشتریانتان صرفا تبلیغ شما را نمی کنند، بلکه اطلاعات جالبی از شما را در اختیار دیگران قرار دهند.

انتشار محتوا سبب می‌شود مشتریان و مخاطبان شما را شناخته و به شما اعتماد کنند.

رنگ‌های خنثی در دکوراسیون، چگونه از بی‎حالی نجاتشان دهیم؟

زمانی بود که دکوراسیون تمام خانه ها کرم و قهوه ای بود اما به تازگی دکوراسیون بیش تر خانه ها رو به مدرن گرایی و استفاده از رنگ های خنثی مانند سفید و طوسی رفته است. قبل از بررسی سوالات، باید بدانید که رنگ های خنثی با گذشت زمان کمی خسته کننده می شوند به خصوص در زمستان که آفتاب کم تری وارد منزلتان می شود. به همین دلیل است که با شروع فصل زمستان بیش تر سوالات شما عزیزان به این سمت رفته است.
  
پرتکرار ترین سوال ها درباره ایجاد تنوع در دکوراسیون خنثی:

۱- با هزینه کم چطور رنگ را وارد دکوراسیون سفید و طوسی کنم؟

ساده ترین و کم هزینه ترین راه خوشامدگویی به رنگ ها در خانه خرید کوسن های رنگی برای مبلمان سفید یا طوسی شما می باشد. 

۲- برای مبلمان طوسی ام دوازده رنگ کوسن خریده ام اما زیاد جالب نشده است. اشکال کارم کجاست؟

دوازده رنگ کوسن به نظر کمی زیاد می آید! درست است که می خواهید رنگ را وارد منزلتان کنید اما افراط هم خوب نیست. وجود رنگ های زیاد در دکوراسیون باعث آزار چشم می شود یا اغشتشاش بصری ایجاد می کند. رنگ هایتان را به دو تا سه رنگ کاهش دهید. رنگ هایی را انتخاب کنید که یا مکمل باشند و یا هم خانواده سپس متناسب با رنگ های انتخابی چند اکسسوری دیگر مثل شمع، گلدان یا آثار هنری به دکوراسیون سفید و طوسیتان اضافه کنید.

۳- تمام نکات بالا را رعایت کردم اما فکر می کنم در دکوراسیون طوسی و سفیدم نیاز به تنوع بیش تری دارم. چه کاری انجام دهم؟

دنیای پارچه ها بسیار وسیع و متنوع است و این یعنی کوسن ها هم دنیای بزرگی دارند. بافت های مختلف پارچه را امتحان کنید. به طور مثال اگر یک یا دو مبل با طرح راه راه دارید یک کوسن راه راه به کوسن هایتان اضافه کنید؛ اگر کاغذ دیواری گل گلی دارید دو کوسن گلدار به آن ها اضافه کنید. سعی کنید هماهنگی بین بافت را در منزلتان رعایت کنید و در استفاده از بافت های مختلف پارچه زیاده روی نکنید یک یا دو طرح کافیست.  

۴- اگر بخواهم در منزل سفید و طوسی ام هم تنوع ایجاد کنم و هم حال و هوای زمستانی به آن بدهم چه راهکار کم هزینه ای پیشنهاد می کنید؟

حتما تا به حال با کوسن های پشمالو آشنا شده اید آن ها زمستانی ترین حال و هوا را برایتان ایجاد می کنند اما بیایید و کمی به تلفیق دکوراسیون مدرنتان با دکوراسیون سنتی فکر کنید. کوسن های بافتنی انتخاب خوبی هستند، هم رنگ های شاد و متنوعی دارند و هم حس گرما به منزلتان می بخشند.

۵- من در صرف هزینه مشکلی ندارم چه راهکاری جز کوسن و اکسسوری های کوچک رنگی، برای اینکه دکوراسیون سفید و طوسی ام را از یکنواختی خارج کنم؛ پیشنهاد می کنید؟
 
از مبلمان های تک رنگ استفاده کنید. شاید این مبلمان ها را با نام مبلمان های آبنباتی بشناسید. یک ست میز عسلی زرد تهیه کنید و یک اثر هنری که رنگ زرد در آن شاخص باشد. بهتر است مینیمال باشد تا با سبک مدرن دکوراسیونتان همخوانی داشته باشد.