درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار
درج  آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار

طراحی فضای منزل به روش مینیمال، سبک قرن بیستمی

 این روزها که زندگی در شهرهای بزرگ با وجود مشغله های بی شمار، برای بیشتر مردم با انواع آشفتگی های ذهنی همراه است، استفاده از سبک های ساده گرایانه یا مینی مال در معماری خانه ها کاملا متناسب با نیاز امروز به نظر می رسد.

هنرمندان سبک معماری ساده گرایانه که سال هاست با همه سادگی اش، محبوبیت زیادی پیدا کرده، محیط داخلی منازل را در نهایت سادگی، زیبایی و استفاده بهینه از فضا به گونه ای طراحی می کنند که در آنها احساس راحتی، آرامش و تمیزی با هم تلفیقی دلپذیر دارند. بنابر آنچه گفته شد، اگر شما هم طرفدار سادگی و نظم و زیبایی هستید می توانید با دنبال کردن گزارش پیش رو، اصول طراحی مینی مال را به خوبی آموخته و از اجرای آن در منزل خود و مزایای بی شمارش لذت ببرید.

کم، بیشتر است1

ساده گرایی، سبک قرن بیستمی

هرچند از اوایل قرن بیستم و بعد از جنگ جهانی دوم، اولین سازه های مبتنی بر معماری مینی مالیستی یا ساده گرایانه توسط معمار آلمانی امریکایی لودویگ مایس ون دروهه، طراحی و به دنیا معرفی شد اما اگر بخواهیم به زیربناهای قدیمی تر مینی مالیسم در هنر و معماری اشاره کنیم به جنبش هنری هلندی دِ استایل و معماری سنتی ژاپن می رسیم و جالب آنکه معرفی این سبک چیدمان مدرن که خود بر پایه «سادگی» بنا شده، به سادگی هم ممکن است. ایده اصلی طراحی مینیمال کم کردن حواشی و رسیدن به کیفیت های بنیادی و «سادگی» است.

مینی مالیسم، ساده کردن فضاهای زندگی و آشکارسازی خصیصه های بنیادی ساختمان هاست تا نگرشی ساده نسبت به زندگی در افراد ایجاد کند. این سبک، از فلسفه «ذن» و همچنین طراحی سنتی ژاپنی الهام گرفته است. در این سبک بکارگیری فرم های اصلی هندسی، عناصر عاری از تزیینات، استفاده از ساده ترین متریال و تکرار سازه ها، موجب القای حسن نظم و تقویت کیفیات بنیادین می شود. حرکت نور طبیعی در ساختمان های مینیمالیستی فضاهایی ساده و تمیز را آشکار می کند ضمن آنکه در این شیوه معماری برای نگهداری اشیا، از فضاهایی مخفی و هوشمندانه استفاده می شود.

کم، بیشتر است1

خلوت کنید

برای داشتن خانه مینی مال اولین قدم حذف هر آن چیزی است که در منزل تان هست اما ضرورتی برایش نیست خودمانی اش این می شود که برای چیدمان مینی مال باید از لوازم و تزیینات فراوان با سبک های مختلف هنری و خرده ریزهای معطل مانده در هر گوشه هال و پذیرایی تان گرفته تا آن گلدان که عموجان به عنوان چشم روشنی آورده و روی میز وصله ناجور است، دل بکنید. همچنین کلیه وسایلی که به نوعی پرزرق و برق هستند چه مبلمان سلطنتی و مجسمه های کوتاه و بلند باشند چه لوستر 10 شاخه ای که برای تماشایش باید وقت گذاشت، دیگر در خانه شما جایی نخواهندداشت.

به طور کلی خانه های مینی مال به معنای واقعی کلمه خلوت هستند و به جز وسایلی که کارایی دارند و وجودشان کاملا ضروری است، هیچ تزیینات و ابزار اضافه ای در این منازل دیده نمی شود. همین موضوع، یعنی به جا بودن وسایل و کم بودن تزیینات هم هست که باعث می شود در این فضاها کاملا آرامش داشته باشید. پس از همین حالا به وسایلی که در میان آنها محاصره شده اید، خوب دقت کنید و کم کم اضافات و خرده ریزهایی را که قرار است روز مبادا به دردتان بخورند، در گوشه ای جمع آوری کنید و سپس آنها را از خانه بیرون ببرید، این اولین گام برای داشتن فضایی آرام و مینی مال است.

کم، بیشتر است1

خانه های آرامِ سفید

طیف رنگ هایی که در خانه های طراحی شده به سبک مینی مال به کار می رود اغلب شامل رنگ های شاد ور شن بوده و رنگ سفید به عنوان محبوب ترین رنگ به کار رفته برای این سبک، بسیار پرکاربرد است. رنگ پایه دیوارها و سقف و مبلمان در خانه های مینی مال معمولا سفید یا خنثی انتخاب می شود. این رنگ ها علاوه بر اینکه فضا را بزرگتر، روشن تر و حتی لطیف تر نمایش می دهند در ترکیب با متریال دیگری که غالبا چوب است

و یا یک رنگ قوی مانند قرمز روشن و یا هر رنگ ملایم دیگری (البته به طور محدود) برای زیباترکردن محیط داخلی خانه استفاده می شوند. مورد دیگری که در ترکیب بندی خانه های مینی مال به چشم بیشتر به چشم می خورد استفاده از رنگ سیاه در کنار رنگ سفید است. برای نمونه، قرار دادن یک کاناپه چرمی سیاه رنگ در اتاقی که وسایل و دیوارهای آن سفید است می تواند نقطه کانونی جذابی بسازد و زیبایی بصری را هم به فضای ساده اتاق اضافه کند. رنگ های دیگر مورد استفاده در این سبک عبارتند از:

طوسی، سیاه، بژ، خاکستری و سبز کمرنگ. نکته آن است که در این سبک با استفاده از رنگ های روشن و هم خانواده که کنتراست کمی دارند، در تقابل یا همنشینی با یک متریال دیگر از جنس چوب، فلز، کاغذ دیواری یا تابلوهای هنری با رنگ های تند و شارپ گرفته تا مبلمان با جنس و رنگ و پارچه خاص، دکوراسیونی خواهیم داشت که به راحتی و زیبایی خودنمایی می کند.

کم، بیشتر است1

آشپزخانه، منظم و آرام

مهم ترین شاخصه طراحی دکوراسیون آشپزخانه های مینی مال مانند سایر بخش های منزل کاربردی بودن و نظم و هماهنگی بین اجزای آن است. استفاده از اشکال هندسی ساده و مدرن، کابینت ها با دستگیره های توکار به رنگ روشن به همراه تعبیه قفسه های مخفی متعدد در این آشپزخانه ها که باعث می شود هر وسیله ای جای اختصاصی خود را داشته باشد از شلوغی و بهم ریختگی فضای آشپزخانه جلوگیری کرده و جلوه ظاهری منظمی به آن می بخشد. به طور کلی در آشپزخانه های مینی مال بیشتر از هر سبک دیگری احساس آرامی می کنید

هیچ وسیله اضافه ای روی کابینت ها بی استفاده و رها شده نیست و ترکیبی از کابینت های جادار با درب های مسطح، نظم دهنده ها یا اکسسوری های کاربردی که کاملا از معرض دید مخفی شده اند. برای نظم دهی بیشتر به این فضا به دقت طراحی می شوند البته بهره گیری از کفپوش های صیقلی و براق، دستگیره های توکار و شیرآلات مدرن را هم باید به دیگر ویژگی های این آشپزخانه ها اضافه کرد. رنگ کابینت ها و دیوار در آشپزخانه های مینی مال اغلب سفید انتخاب می شود اما ترکیب این رنگ با چوب یا رنگ های مشکی، خاکستری، زرد، سبز و قرمز هم مرسوم است.

کم، بیشتر است1

مبلمان، قلب دکوراسیون مینی مال

درست برخلاف مبلمان مورد استفاده در سبک های کلاسیک که مجلل و پر از جزییات و ریزه کاری های هنرمندانه هستند، طراحی مبلمان برای خانه های مینی مال فاقد هر نوع اضافات و تشریفات است. طرح مبلمان در این سبک از اهمیت زیادی برخوردار است بنابراین گام دوم برای رسیدن به خانه مینی مال خریداری مبلمانی است که طرح ساده ای داشته باشد. جلب است بدانید که تعداد مبل ها هم در این سبک محدودیت دارد و ترجیح داده می شود که

از تعداد مبل کمتر و در عوض کاناپه های بزرگتر یا مبلمان های دو سه نفره استفاده شود ضمن اینکه در مرحله چیدمان هم، مبل ها دور از هم چیده شده و فضای باز بین آنها در نظر گرفته می شود. رنگ مبلمان در بیشتر مواقع سفید یا کاملا روشن انتخاب می شود اما استفاده از مبلمان چرمی سیاه و یا با هر رنگ شارپ و قوی، در تلفیق با وسایل دیگر اتاق که سفید هستند، نیز مرسوم است. همچنین میز ناهارخوری هم در این سبک ساده و بدون هرگونه تزیینات است.

کم، بیشتر است1

تزیینات مینی مال

همان طور که از ابتدا گفته شد در سبک معماری مینی مال تزیینات به حداقل مقدار خود می رسند اما استفاده از بافت پشم، پنبه، چوب و سایر بافت های دیگر دلخواه، گلدان های زنده، کوسن های رنگین، تابلوهای بزرگ هنری روی دیوارهایی که رنگ خنثی دارند به همراه چراغ ها و لوسترهایی با اشکال هندسی مدرن و خاص به عنوان تزیینات در فضاهای مینی مال مرسوم است. همچنین اگر از آن دسته افرادی باشید که به استفاده از چوب در فضای منزل شان علاقه مند هستند،

خبر خوب برای تان این است که اخیرا استفاده از چوب در دکوراسیون مینی مال بسیار رایج شده و از اتاق پذیرایی گرفته تا حمام و دستشویی خانه تان را با استفاده از انواع چوب می توانید به زیبایی تزیین کنید. بهره گیری از چوب در کف خانه، دیوارکوب ها یا حتی لوازم مربوط به سرویس بهداشتی و کف آنها که پیش از اینها هیچ گاه در طراحی شان از چوب استفاده نمی شد، باعث ایجاد تنوع در فضاهای مینی مال می شود. بنابراین برای مثال در حالی که تمام مبلمان و وسایل اتاق پذیرایی خانه تان به رنگ سفید است می توانید با استفاده از پارکت در کف یا دیوارکوب های چوبی، فضای دلنشین تری را تجربه کنید.

1. شعار «کم بیشتر است» نقل قول از لودویگ مایس ون دروهه معمار سرشناس آلمانی امریکایی و از بنیان گذاران سبک طراحی مینی مال در معماری جهان

نگاهی به املاک «جانی دپ»، ستاره محبوب هالیوودی

از قرار معلوم سبک زندگی ولخرجانه ی جانی دپ حالا باعث دردسر او شده است. بعد از آنکه او از مدیران مالی سابقش تحت عنوان کلاهبرداری و سوء مدیریت شکایت کرد، آن ها مدعی شدند سبک زندگی ولخرجانه ی دپ دلیل مشکلات مالی فعلی او است. آن ها می گویند در مدت همکاری شان با دپ در طی بیش از یک دهه، او ۶۵۰ میلیون درآمد داشته است. اما گفته می شود دپ با ولخرجی هایش پولش را هدر داده است. او ۱۴ ملک و یک قایق تفریحی ۴۷ متری دارد و سالانه ۳/۶ میلیون دلار هزینه ی دستمزد ۴۰ خدمتکارهای او است. در ادامه نگاهی می اندازیم به فهرستی از املاک این ستاره ی بی چون و چرای هالیوودی (یکی از املاک دپ یعنی مزرعه ای که او در حدود ۲۰ سال پیش برای مادرش خریداری کرده بود به دلیل آنکه مدت ها قبل به فروش رفته در این فهرست قرار نگرفته است).

قایق تفریحی

اگرچه این قایق تفریحی دیگر متعلق به جانی دپ نیست اما بازسازی و طراحی داخلی حیرت انگیز آن میلیون ها دلار هزینه برای دپ داشت. این قایق پیش از ازدواج دپ با امبر هرد نام دیگری داشت اما بعد از آنکه او آن را به همسر سابقش امبر هدیه داد، نام قایق به «آمفیتریت» (الهه ی دریاها در اساطیر یونان) تغییر یافت. البته در نهایت دپ این قایق را به جی. کی. رولینگ نویسنده ی مشهور کتاب های هری پاتر فروخت. گفته می شود آنجلینا جولی و برد پیت هم پیش از طلاق، تعطیلات خود را با این قایق تفریحی سپری می کردند.

نگاهی به املاک جانی دپ ستاره محبوب هالیوودی

پنج خانه در تپه های هالیوود

دپ در یکی از بن بست های تپه های هالیوود در شهر لس آنجلس ۵ خانه دارد. در سال گذشته شایعاتی وجود داشت در مورد اینکه دپ قصد داشت با ساخت یک تونل زیر زمینی این خانه ها را به هم متصل کند اما وجود یک همسایه ی مزاحم باعث شد او نتواند تونل را به یکی از خانه هایش برساند و به این ترتیب موفق به این کار نشد.

نگاهی به املاک جانی دپ ستاره محبوب هالیوودی

پنج پنت هاوس در مرکز لس آنجلس

دپ در حدود ۱۰ سال پیش پنج پنت هاوس در ساختمان لوکس «ایسترن کلمبیا» را به قیمت ۷ میلیون دلار خریداری کرد. این پنت هاوس ها چند طبقه و در مجاورت یکدیگر قرار داشتند اما دپ به جای یکی کردن و تبدیل آن ها به آپارتمان بسیار بزرگی با ۹ اتاق خواب و ۱۴ حمام و دستشویی، ترجیح داد پنت هاوس ها را جدا از هم نگه دارد؛ گویی این ۵ پنت هاوس هر یک اتاق های یک خانه هستند.

نگاهی به املاک جانی دپ ستاره محبوب هالیوودی

در پاییز سال ۲۰۱۶ دپ هر ۵ پنت هاوس را به فروش گذاشت، اما تا به امروز تنها یکی از آن ها فروخته شده است.

خانه ای در فرانسه

خانه ی دپ در فرانسه تنها یک خانه نیست بلکه یک مجتمع کامل است. این ملک در خارج از شهر ساحلی سنت تروپز قرار گرفته و مساحتی در حدود ۱۴۹۷۳۳ متر مربع دارد. ساختمان اصلی در حدود ۳۹۹ متر مربع است و ۵ اتاق خواب و ۳ حمام و دستشویی کامل دارد. در محوطه ی ملک دهکده ی کوچکی وجود دارد که در مجموع شامل ۱۵ اتاق خواب و ۱۴ حمام و دستشویی است. یک کلیسا هم در آنجا وجود دارد که به عنوان خانه ی مهمان از آن استفاده می شود و جایگاه اعتراف آن تبدیل به گنجه ی خانه شده است. علاوه بر این ها یک رستوران خصوصی هم وجود دارد. در سال ۲۰۱۶ ارزش این ملک ۶۳ میلیون دلار اعلام شد.

نگاهی به املاک جانی دپ ستاره محبوب هالیوودی

جزیره ی شخصی در باهاما

«همه ی جزئیات در این بهشت معنایی درونی دارند و ابتکار شخص دپ هستند.» این توصیفی است که نشریه ی «ونتی فر» بعد از دعوت به جزیره ی شخصی جانی دپ و بازدید از آن داشت. یکی از این جزئیات یک «قایق رها شده ی آوارگان هائیتی» است که در ساحل «لیلی رز» جزیره قرار دارد (در حقیقت دپ نام دخترش را روی این ساحل گذاشته است). ونتی فر در این مورد می نویسد: «این تکه پاره ها یادآور آن است که دریایی کارائیب با همه ی زیبایی ها و رنگهای سبز و آبی خیره کننده اش، همواره خطرات، رازها و رنج های زیادی را در خود داشته است.» این جزیره ۵ ساحل دارد و چند استراحتگاه در آن در نظر گرفته شده است.

یکی از ساحل ها به نام مارلون براندو بازیگر مشهور امریکایی است. دپ این جزیره را که در حدود ۱۸۲۱۰۸ متر مربع است، در سال ۲۰۰۴ به قیمت ۳/۶ میلیون دلار خریداری کرد. دپ در مصاحبه اش با نشریه ی ونتر فر می گوید: «فکر نمی کنم تا به حال جایی به این زیبایی دیده باشم. آرامش اینجا به قدری است که آرام شدن ضربان قلب تان را واقعا احساس می کنید.»

نگاهی به املاک جانی دپ ستاره محبوب هالیوودی

شرکت در مراسم ترحیم و تشییع به صورت آنلاین!

مراسم تشییع و ترحیم آنلاین می‌شود؛ این خبری است که چهارشنبه هفته گذشته «عبدالرحیم کرکه آبادی»، مدیرکل دفتر شهردار تهران اعلام کرد و از راه‌اندازی اپلیکیشن آنلاین برای آخرین وداع با سفرکردگان به سرای ابدی و تسلی به بازماندگان خبر داد. او این اقدام را در راستای هوشمندکردن شهر تهران و با نیت کاهش ترافیک دانست و گفت: «در قالب این اپلیکیشن، افرادی که مایل به حضور در مراسم هستند، می‌توانند به شکل آنلاین در جریان مراسم قرار گیرند و همدردی خود را با خانواده‌های عزادار نشان دهند و درواقع از طریق ظاهرشدن عکس فرد روی صفحه نمایشگر، حضور مجازی او در مراسم اعلام می‌شود.» واکنش‌ها به این ماجرا برای کسانی که این تجربه را پشت سر گذاشته‌اند و خبر مرگ عزیزی را در غربت شنیده‌اند، متفاوت از برخورد ساکنان تهران یا مدیران شهری است. شرکت در مراسم عزاداری به صورت آنلاین، اگرچه برای گروهی به طنز می‌ماند، اما گروه دیگر آن را سرنوشت محتوم دنیای مدرن می‌دانند.

وداع مجازی (فوری)

می‌خواهیم استفاده از فناوری در مدیریت بهشت ‌زهرا را افزایش دهیم

مدت‌هاست که خدمات آنلاین بخش جدایی‌ناپذیر زندگی شهروندان در پایتخت و کلانشهرهای ایران شده و به مناطق محروم‌تر هم رسیده است. حالا شهروندان از طریق برنامه‌های مختلف شادی‌های خود را به اشتراک می‌گذراند، آنلاین خرید می‌کنند، تاکسی اینترنتی سوار می‌شوند و... اما شرکت در مراسم تشییع و ابراز غم از طریق فضای مجازی، موضوع جدیدی است. مدیرعامل سازمان بهشت زهرا اما معتقد است که مردم تهران از این برنامه استقبال خواهند کرد. «سعید خال» که پیش از این مسئولیت‌های متفاوتی را در سازمان بهشت ‌زهرا تجربه کرده در توضیح بیشتر به «شهروند» می‌گوید: «اعتقاد داریم که استفاده از فناوری در اداره آرامستان می‌تواند مشکل مردم را حل کند و برنامه این است که هرچه بیشتر از فناوری در این زمینه استفاده شود.

مردم هم از این برنامه‌ها استقبال خواهند کرد.» او البته زمان راه‌اندازی چنین برنامه‌ای را اوایل ‌سال آینده می‌داند: «این طرح فعلا در مرحله مطالعاتی است. این موضوع یک کار مطالعاتی برای ‌سال آینده است و تلاش بر این است که برنامه جامع و کاملی طراحی شود.» خال درباره خدمات این برنامه هم می‌گوید: «شرکت در مراسم ترحیم و تشییع به صورت آنلاین، یک بخش از این طرح است و این برنامه بخش‌های متعددی خواهد داشت. در قالب این برنامه، خدماتی مثل خرید قبر، زیارت مجازی و... هم ارایه خواهد شد.» آن‌طور که مدیرعامل سازمان بهشت ‌زهرا می‌گوید در ‌سال پیش‌رو امکان شرکت آنلاین در مراسم ترحیم فراهم خواهد شد که باید منتظر واکنش عملی شهروندان به این برنامه بمانیم.

عزاداری آنلاین شوخی با غم است

«آخرین‌بار سه‌سال پیش همدیگر را در ترکیه دیده‌ بودیم؛ پیر، فرتوت و خمیده شده بود. می‌دانستم که حالش خوب نیست اما هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد به این زودی برود. یک روز صبح که بیدار شدم با دنیایی از پیام همدری و تسلیت از خانواده و فامیل روبه‌رو شدم.

مادرم مرده بود و من حتی نمی‌دانستم چطور عزاداری کنم»؛ این روایت امید ۳۶ ساله از شنیدن خبر مرگ مادرش در آلمان است. او ۹‌سال پیش از ایران مهاجرت کرد و آن‌طور که خودش می‌گوید هنگام مهاجرت فرصت فکر‌کردن به همه مسائل را نداشت تا این‌که گذر زمان حوادثی را مثل سیلی به صورتش، با واقعیت مهاجرت روبه‌رو کرد. خانواده امید در روزهای ابتدایی پس از مرگ مادرش، برایش ویدیو می‌فرستادند یا هنگام تشییع از طریق شبکه‌های پیام‌رسان تصویری، او را در جریان مراسم قرار می‌دادند، هرچند که او این برخورد با مرگ عزیزان را طنز تلخ روزگار می‌داند: «من مرگ پدرم را در جوانی دیده بودم.

حضور فامیل و آشنا در مراسم تشییع و تشریفات روزهای اول، باعث می‌شود که توجه از غم اصلی تا اندازه‌ای منحرف شود، انگار که غم تقسیم شود اما در رفتن مادرم همه‌چیز برعکس بود. در عمق غم، از وضع خودم و این ارتباطات ویدیویی خنده‌ام می‌گرفت و احساس می‌کردم این کارها شوخی با غم است هرچند که اندوه و درد به قوت خودش باقی بود.» امید می‌گوید که این پیام‌رسان‌ها و برنامه‌ها کمکی به او نکردند، اما این بی‌تاثیری را قاعده کلی نمی‌داند: «الان کسانی را می‌بینیم که آنلاین شادی می‌کنند، آنلاین میهمانی می‌روند، آنلاین عاشق می‌شوند و جدا می‌شوند و احتمالا بتوانند آنلاین هم غم بخورند، من که نتوانستم و کنار نیامدم.» در تهران اما نگاه‌ها متنوع و متفاوت است. جوان دستفروشی کنار مترو می‌گوید: «با مرگ که دیگر شوخی نداریم. مثلا چه کاری مهمتر از یک روز بهشت ‌زهرا رفتن داریم که بخواهیم آنلاین در مراسم شرکت کنیم. به نظرم تلگرام و این برنامه‌ها خوب است اما نه برای همه‌چیزو هر کار.»

فضای مجازی برخی سنت‌ها را کم‌ارزش می‌کند

«حسین ایمانی جاجرمی» جامعه‌شناس و پژوهشگر امور اجتماعی، بررسی این طرح‌ و برنامه را نیازمند نگاه از جنبه‌های متفاوت می‌داند و معتقد است که مراسم عزاداری و حتی آرامستان بهشت زهرا نیازمند بازنگری است. او درباره یکی از اهداف این برنامه یعنی کاهش ترافیک در محدوده‌های منتهی به بهشت زهرا به «شهروند» می‌گوید: «در این‌که رسیدن به بهشت‌ زهرا تبدیل به معضلی برای مردم تهران شده شکی نیست اما راه‌حل نیازمند بررسی اساسی است. یکی از راه‌ حل‌های ترافیک رفتن به سمت قبرستان‌های محله‌ای است.

شاید یکی از مشکلات ما این است که قبرستان‌های محله‌ای را در تهران تعطیل کردیم و یک قبرستان بزرگ درست کردیم که همه باید از هر سمت شهر به آن‌جا بروند. گورستان محله‌ای به هویت محله‌ای و ماندگاری انسان‌ها کمک می‌کند. ایده بهشت زهرا مربوط به دهه ۴۰ و برای جمعیت آن ‌سال است که نشان می‌دهد مدیریت شهری در این سال‌ها عقب مانده است. الان به وضوح می‌بینیم که مردم هنگام مراسم تشییع تا چه اندازه اذیت می‌شوند.» او می‌گوید که ایده عزاداری آنلاین در برخی کشورهای دنیا الان استفاده می‌شود و متناسب با آن فرهنگ‌ها توانسته کمکی به مردم هم داشته باشد: «مسأله دیگر توان و پتانسیل فضای مجازی است که می‌توان از آن استفاده کرد.

این عزاداری آنلاین در دنیا هم وجود دارد و الان استفاده می‌شود؛ برای ادای احترام و ابراز همدردی چنین برنامه‌هایی الان وجود دارد.» این‌که تا چه اندازه این برنامه می‌تواند با فرهنگ و سنت عزاداری در ایران همراه شود، سوال دیگری است که ایمانی‌جاجرمی درباره آن توضیح می‌دهد: «با یک نگاه انتقادی هم می‌توان گفت فضای مجازی برخی سنت‌ها را کم‌ارزش می‌کند. کارکرد مراسم عزاداری همدردی به کمک روابط مستقیم انسانی است و هیچ ‌چیز جای روابط انسانی را نمی‌گیرد. این موضوع می‌تواند به نحوی فرار از مسئولیت انسانی باشد و قلب واقعیت کند.

مثل این پیام‌های تبریک که می‌خواهد جای صحبت را بگیرد. منظور این است که این موارد می‌خواهد یک وظیفه انسانی را به یک تکلیف مکانیکی تبدیل کند که شاید این مراسم را از کارکرد اصلی خود خارج کند.» اما در سال‌های گذشته و با گسترش استفاده از فضای مجازی و برنامه‌های آنلاین، بسیاری از سنت‌ها دچار تغییر و تحول شده که آیین عزاداری هم می‌تواند دچار تغییر شود؛ ایمانی‌جاجرمی با اشاره به این موضوع، توضیح می‌دهد: «مراسم‌ها هم محکوم به تغییر است و نیاز به تعریف مجدد دارد.

در برخی مناطق عشایری، بزرگان مراسم پرآب‌ و تاب را کوچک کردند که در شهر هم این تغییرات باید اتفاق بیفتد.» این جامعه‌شناس شهری البته معتقد است که راه‌اندازی چنین برنامه‌های باید بر عهده جوانان و شرکت‌های فعال در زمینه استارت‌آپ باشد و شهرداری بهتر است به مسئولیت‌ها اصلی خود بپردازد: «بحث آنلاین را خانواده متوفا هم می‌تواند انجام دهد و نیاز به ورود شهرداری نیست.

شهرداری مسئولیت‌های خود را به درستی انجام دهد. باید از این تفکر که یک آرامستان برای این شهر وجود داشته باشد، خارج شد. ساده‌ترین کار این است که در چهار بخش شهر گورستان‌هایی طراحی شود که شاید چون به مسأله مرگ برمی‌گردد، خیلی از مدیران علاقه‌ای به برنامه‌دادن در این زمینه ندارند. الان ظرفیت بهشت زهرا پر است و تهران تبدیل شده است به شهری که زندگان و مردگان آن در رنج و عذابند. شهرهای جدید اطراف تهران یا قبرستان ندارد یا این‌که افراد حاضر نیستند مردگان خود را آن‌جا دفن کنند و همه به سمت بهشت ‌زهرا می‌آیند.»

در کنار این واکنش‌ها، به ‌نظر می‌رسد، در ماه‌های ابتدایی ‌سال ۹۷، برنامه ترحیم و تشییع آنلاین به مرحله عملی خواهد رسید و فعلا باید منتظر تاثیرات این برنامه ماند؛ این‌که چنین برنامه‌هایی تا چه اندازه به حل مشکلات کمک خواهند کرد و تا چه اندازه زندگی را به سمت مکانیکی‌شدن پیش خواهند برد.

تکنیک ایرانی‌ها برای پیدا کردن کار

معاون رئیس جمهور به تازگی در محافل مختلف از ایجاد اشتغال برای 950 هزار نفر حرف زده است. عددی نفرین شده که به نظر می رسد حالا حالاها شاهد محقق شدن آن نباشیم. این اتفاق تاثیرات مختلفی روی جامعه بیکاران ما گذاشته است و در مدت 10 سال باعث شده بسیاری از رفتارهای جامعه جویندگان کار تغییر کند؛ از روش های پیدا کردن کار گرفته تا مهاجرت برای کاریابی و البته خوداشتغالی.

در میان همه این روش ها به نظر می رسد ایرانی ها روز به روز بیشتر به دنبال دورزدن موانع هستند و می خواهند راحت تر و سریع تر به کار برسند. از کاهش نرخ خوداشتغالی گرفته تا افزایش آدم هایی که می گویند اصلا به کار نیاز ندارند. در این میان یک حقیقت بیشتر از همه به چشم می آید؛ با وجود تمام راه های جدید، با اختلاف زیاد هنوز بیشتر مردم از طریق آشنایان و دوستان خود کار پیدا می کنند. این مسئله نه تنها در ایران بلکه در خارج هم تا حدودی شایع است ولی نه به این اندازه. در خارج از کشور کاریابی از طریق ارتباطات معمولا مقام سوم یا چهارم را دارد و میزان آن نیز کم است.

تکنیک ایرانی ها برای پیدا کردن کار

در مقام اول هم آژانس های کاریابی و بعد شبکه های اجتماعی مخصوص کاریابی مثل لینکدین قرار دارند. ولی در ایران داستان برعکس بوده و افراد همچنان به کمک دوستان و آشنایان خود چشم دارند. برای این که بدانید فرهنگ بیکاران ما چقدر دستخوش تغییر شده است و برای پیدا کردن به سراغ چه روش هایی می روند، نگاهی به آمارهای رفتاری قشر بیکار انداخته ایم تا ببینیم با چه طرز تفکری سر و کار داریم. از طرفی آمارهای کسانی که به دنبال کار نیستند را نیز بررسی کرده ایم تا ببینید چه میزان از پیدا کردن کار ناامید شده و برای چند ماه بیکار مانده اند.

چند درصد به خاطر کار مهاجرت کرده اند؟

آنهایی که در استان های پرجمعیت و به خصوص مراکز استان ها زندگی می کنند حتما با پدیده افراد مهاجری که به دنبال کار می گردند رو به رو شده اند. شاید به نظر شما تعداد این افراد بسیار زیاد باشد ولی اگر نگاهی به آمار مهاجرت بیندازیم متوجه می شویم که از میان کل دلایل مهاجرت از روستا به شهر و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ، بحث کاریابی درصد زیادی به خود اختصاص نداده است. با این حال نمی تواند از روند رو به افزایش این مسئله چشم پوشی کرد.

طبق آخرین آمار حدود 9.7 درصد از شهرنشین ها و 8.4 درصد از روستایی ها به خاطر پیداکردن کار مهاجرت کرده اند. از طرفی حدود 8.8 درصد شهرنشین ها و 6.43 درصد روستایی ها کار داشته اند ولی برای پیدا کردن یک کار بهتر مهاجرت کرده اند. در مجموع می توان گفت حدود 18 درصد ایرانی ها برای پیداکردن کار به جای دیگری مهاجرت کرده اند. این در حالی است که حدود 50 درصد از افراد دلیل مهاجرت خود را پیروی از خانواده اعلام کردهاند. حال این که دلیل مهاجرت خانواده در سال های قبل چه بود را نمی توان دقیق مشخص کرد. ولی با توجه به آمارها احتمالا این نیز بی ارتباط با کاریابی نبوده است.

به طور متوسط چند ماه باید دنبال کار بگردیم؟

نتیجه یک بررسی میدانی از اجرای طرح آمارگیری نیروی کار کشور نشان می دهد از تعداد کل بیکاران مرد و زن 10 ساله و بیشتر کشور، بیش از 33 درصد 19 ماه و بیشتر بیکار بوده اند. طولانی بودن دوره بیکاری و جست و جو برای شغل در یک دوره حدود دو ساله می تواند نتایج بسیار زیان باری برای جامعه به همراه داشته باشد. اولین آسیب بالا بودن دوره انتظار برای ورود به بازار کار این است که بدانیم حفظیات و داشته های تئوری جوان فارغ التحصیل دانشگاهی درگیر بیکاری (به شرط کارآمد بودن در بازار کار)، در یک دوره نسبتا طولانی جست و جوی کار کاملا فراموش خواهد شد و متاسفانه کارجویانی که چنین شرایطی را سپری می کنند،

در زمان ورود به بازار کار تنها چیزی که از دوره تحصیل خود به یاد می آورند همان مدرک کاغذی دانشگاهی است. در مورد زنان وضعیت به مراتب بدتر از مردان است و درصد زنانی که بیش از 19 ماه منتظر یک شغل مانده اند، 14 درصد بیشتر است. به دلیل وجود نداشتن مکانیزم های سنجش دقیق کارجویان، قرار گرفتن افراد بسیاری در پست ها و مشاغلی که اساسا توان انجام آن را ندارند، در نظر گرفتن مسائلی غیر از مهارت و تخصص افراد در پذیرش کارجویان از سوی برخی بخش ها و مسائلی از این دست باعث شده تا امروز کارجویان ایرانی اولین راه جست و جوی شغل را نه آزمون با شرایط برابر رقابت برای همه و نه عرضه مهارت و توانمندی های خود، بلکه پرس و جو از دوستان و آشنایان قرار دهند.

از چه راهی دنبال کار می گردیم؟

از چه روشی به دنبال کار می گردید؟ از طریق سایت ها و آژانس های کاریابی یا روزنامه و تماس با کارفرما؟ جواب این که از چه روشی بیشتر به دنبال کار می گردیم بسیار ساده است؛ دوستان و آشنایان. در حال حاضر، حدود 35 درصد کل جست و جوی شغل و در عین حال ورود به بازار کار کشور از طریق پرس و جو از دوستان و آشنایان انجام می شود. دومین راهکار همان روش قدیمی درج آگهی یا پیداکردن کار از طریق آگهی های استخدامی چاپ شده در روزنامه است. در کنار این، ثبت نام افراد جویای کار در مراکز کاریابی کشور نیز سومین راهکاری است که افراد برای جست و جوی شغل بر می گزینند.

درج آگهی و یا مطالعه آگهی های استخدامی مندرج در روزنامه ها و مجلات و تماس با کارفرما نیز راهکارهای دیگری هستند که از سوی کارجویان مورد استفاده قرار می گیرد. به صورت کلی، 33.1 درصد زنان و 36.7 درصد مردان از طریق دوستان و آشنایان به دنبال کار می گردند. این مسئله در سال 90 و 91 نزدیک به 40 درصد بوده است ولی طی سال های اخیر یا به خاطر سخت تر شدن شرایط کاری یا به دلایل پیدا و پنهان دیگری میزان پارتی بازی در ایران کمتر شده است و طی پنج سال حدود پنج درصد کمتر شده است. در عین حال روش های دیگری مثل، ثبت نام افراد جویای کار در مراکز کاریابی کشور افزایش پیدا کرده است.

تکنیک ایرانی ها برای پیدا کردن کار

در بخش کسانی که با کارفرما برای پیدا کردن کار تماس می گرفته اند نیز یک تغییر جالب را شاهد هستیم. این روش در سال 90 بسیار پرطرفدار بوده ولی در سال 92 استقبال از آن بسیار کم می شود. ولی بعد از آن دوباره این روش محبوب شده و اکنون میزان کسانی که از این طریق به دنبال کار می گردند به حدود 14 درصد رسیده است. نکته جالب اینجاست که این روش، بیشتر مورد علاقه مردان است در حالی که روش مورد علاقه زنان بعد از پرس و جو از آشنایان، رفتن به سراغ آگهی های استخدامی است. در ضمن زنان بیشتر از مردان در آزمون های استخدامی دولتی و آژانس های کاریابی حضور داشته و کمتر دوست دارند به کارفرما زنگ بزنند.

چقدر خودمان به دنبال ایجاد کار رفته ایم؟

همیشه دنبال کار گشتن به دنبال کارمندی نیست. برای خیلی افراد به خصوص نسل جدید به نظر می رسد تعریف کار بیشتر به صاحبکار شدن نزدیک است تا کارمند شدن. احتمالا حدس می زنید که از سال 90 تاکنون تعداد افراد بیشتری به سراغ کارسازی رفته اند تا کاریابی، ولی در حقیقت و طبق آمار کاملا در اشتباهید. طبق آخرین آمار تنها حدود 6.5 درصد از جمعیت بیکار کشور به دنبال منابع مالی و امکانات برای شروع فعالیت خوداشتغالی بوده اند. این 6.5 درصد برآورد عددی 7.6 درصدی برای مردان و 4.4 درصدی برای زنان در این بخش است.

از طرفی تنها 1.6 درصد از افراد بیکار کشور به دنبال جاز کسب بوده و برای پروانه کار تقاضا دادهاند. بخواهیم از عقب تر به موضوع نگاه کنیم در مجموع حدود هشت درصد جمعیت کشور به دنبال خوداشتغالی هستند و بقیه به دنبال استخدام شدن می گردند. حتی با وجود رشد استارتاپ ها این روند از سال 90 تاکنون تقریبا بی تغییر مانده است و حتی از سال 93 تاکنون حدود یک درصد کاهش داشته است.

چرا بعضی افراد به دنبال کار نمی گردند؟

این گونه نیست که همه جمعیت بیکار ایران به دنبال کار باشند. بسیاری به دلایل مختلف اصلا به دنبال کار نمی گردند برای این که دقیقا بفهمیم چرا عده ای به دنبال کار نیستند و کلا پای خود را از این فرآیند بیرون کشیده اند به سراغ آمارهای سال 84 تا 95 رفتیم تا ببینیم مشکل کار در کجاست. مهم ترین دلیل افرادی که اصلا به دنبال کار نمی گردند مسئولیت های شخصی یا خانوادگی است. مسئله ای که از سال 84 تاکنون بسیار بیشتر شده است و از حدود 60 درصد به حدود 80 درصد در سال 95 رسیده است.

دلیل دوم کسانی که به دنبال کار نیستند اشتغال به تحصیل و یا آموزش است. مسئله ای که برخلاف بحث مسئولیت های شخصی یا خانوادگی، روندی کاهشی داشته است و از حدود 50 درصد به 45 درصد رسیده است. در مقام سوم کسانی وجود دارند که از انجام کار بی نیاز هستند و از سال 84 تاکنون بسیار بیشتر شده اند و از حدود پنج درصد به حدود 15 درصد رسیده اند. در مقام چهارم هم کسانی وجود دارند که به خاطر بیماری، ناتوانی جسمی موقت و بارداری به دنبال کار نمی گردند و میزان آنها هم تقریبا مشابه افراد بی نیاز از کار است.

البته درصد آنها طی این 10 سال کمی کمتر شده است. در آخر این جدول با یک مورد بسیار عجیبی رو به رو می شویم که هرچند میزان کمی دارد ولی در نوع خود جالب توجه است. حدود دو درصد افراد به خاطر دل سرد شدن از جست و جوی کار و ناامید شدن از پیدا کردن کار دیگر به دنبال کار نیستند. میزان این افراد هم در سال 84 نزدیک به صفر بوده است ولی با روندی رو به رشد، هر سال در حال افزایش هستند.

دنا پلاس توربو؛ اسب تیزپای ایران خودرو

ایرادات بسیار زیادی بر صنعت خودروسازی کشور وارد است اما بحث در مورد آن، ما را از هدف اصلی این مطلب دور می کند. اما در کنار تمامی کم و کاستی ها و مشکلات موجود، چند سالی است که ایران خودرو و سایپا به عنوان دو محور اصلی چرخ صنعت خودروسازی کشور به فکر ارائه محصولات جدید و با تکنولوژی روز دنیا (به جای مونتاژ محصولات قدیمی با چند به روزرسانی محدود) افتاده اند که در صورت امتداد این بینش و جهت گیری اصلی تر خودروسازان (خصوصا در بخش قیمت گذاری محصولات)، می توان به آینده این صنعت در کشور تا حدودی امیدوار بود.

دنا یکی از همان محصولات امیدوارکننده است که هرچند روی پلت فرم سمند (که خود برپایه پلت فرم 405 ساخته شده است) طراحی شده اما ساختار فنی و امکاناتی که روی این خودرو و مشتقاتش ارائه شده، نویددهنده آینده ای روشن حداقل برای محصولات ایران خودرو است. در این مطلب به سراغ قدرتمندترین و لوکس ترین خودروی ملی کشورمان یعنی نسخه «توربو»ی دنا پلاس خواهیم رفت تا ببینیم این محصول جدید قادر است انتظارات ما را از یک خودرو مدرن و امروزی برآورده کند یا خیر.


دیدار با اسب تیزپا

پلاس توربو در ظاهر

ایران خودرویی ها برای اینکه بتوانند خریداران را از بابت ظاهر دنا راضی نگه دارند و کاراکتری متفاوت از سمند برای این خودرو بسازند، بخش جانبی را برای دناپلاس به کلی تغییر داده اند و در نتیجه خصوص متناسب تری را در نسخه «پلاس» این خودرو می بینیم. اما وجه تمایز «پلاس» و «پلاس توربو»، رینگ های 16 اینچی اسپرتی است که با توپی 5 پیچ (به جای 15 اینچی 4 پیچ) برای «دنا پلاس توربو» در نظر گرفته شده

و این رنگ ها علاوه بر داشتن ظاهری زباتر و هماهنگی بیشتر با بخش کناری خودرو، به دلیل بزرگ تر بودن قطر کلی و فاق کوتاه تر تایر، هندلینگ بهتری را به شما ارائه می کند. اما در جلو و عقب تفاوت خاصی بین دنا پلاس ساده و توربو وجود ندارد. چراغ های روشنایی روز LED در جلو، مه شکن در جلوه و عقب، چراغ خطرهای نئون با گرافیک متفاوت نسبت به دنای ساده، آیینه های جانبی طرح جدید به همراه چراغ راهنما، نوشته Turbo روی گلگیرهای جلو، سانروف، آنتن کوسه ای در بخش انتهایی سقف و... از جمله جزییاتی هستند که در ظاهر این خودرو به چشم می خورد.

فضای داخلی و امکانات

سمند به عنوان نخستین خودرو ملی در اواخر دهه 70 شمسی طراحی شد و از آنجا که این خودرو را بر پایه پلت فرم پژوه 405 ساخته بودند، در طراحی داخلی آن نیز از تویوتا کراون دهه نودی الهام گرفته شده بود. پس بیراه نیست اگر در سال 2018 میلادی فضای داخلی این خودرو را «کهنه» و حتی «دمده» بنامیم. اما ایران خودرو برای اینکه بتواند دنا را به عنوان یک خودروی ملی مدرن در ذهن بیننده جا بیندازد، فضای داخلی این خودرو را به طور کلی از سمند متمایز کرد و حال با قدم گذاشتن در داخل کابین دنا پلاس توربو، شاهد یک دکوراسیون کاملا جدید هستیم که شبیه به هیچ محصولی از ایران خودرو نیست.

دیدار با اسب تیزپا

کنسول میانی با شمایلی شبیه به یک مثلی وارونه شباهت بسیاری زیادی به کنسول میانی با شمایلی شبیه به یک م ثلث وارونه شباهت بسیار زیادی به کنسول میانی هیوندای سوناتا نسل YF دارد به همین خاطر بسیاری از بازاریان داشبورد این خودرو (و حتی داشبورد 405 و پارس جدید) را سوناتایی می نامند. در وسط کنسول کنترلگرهای سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک به همراه نمایشگر اطلاعات مورد نیاز سیستم ایرکاندیشن قرار گرفته و همچنین یک مانیتور لمسی 7 اینچی را در بالای دکمه های جفت راهنما، صندوق پران و قفل مرکزی می بینیم.

غربیلک چهار شاخه خودرو که برای تمایز دنا پلاس توربو از دنا پلاس ساده به دوخت قرمزرنگ مزین شده حاوی دکمه های اینترفیس سیستم صوتی و همچنین کروز کنترل است و همچنین در پس این غربیلک 4 صفحه دایره ای مندرج برای نشان دادن سرعت (در سمت راست)، دو موتور (در سمت چپ)، دمای آب (بالا سمت چپ) و در نهایت میزان بنزین (بالا سمت راست) قرار گرفته است. صندلی ها با روکش پارچه ای دارای امکان تنظیم برقی برای هر دو سرنشین جلو هستند و همچنین پایه های ایزوفیکس برای نیمکت ردیف دوم در نظر گرفته شده است

دیدار با اسب تیزپا

اما باید به این موضوع اشاره کرد که فضای داخلی دنا به ویژه در نسخه پلاس که به خاطر بهره گیری از سانروف فضای سری کمتری نسبت به دنای ساده دارد، در قیاس با سمند یا حتی پژو پارس اندکی دلگیر است! فضای پای کافی برای افراد بلندقامت حتی در ردیف جلو ندارد و شما به طور کاملا راحت در پشت فرمان قرار نمی گیرید. همچنین در صورت تنظیم کردن صندلی های ردیف جلو در عقب ترین وضعیت، جای پای چندانی برای سرنشین پشت باقی نخواهدماند. در نهایت هم باید گفت که در ردیف عقب این خودرو به دلیل بهره گیری از شیشه های کوچک تر و کوتاه تر در نمونه پلاس، فضا اندکی تاریک و گرفته خواهدبود.

البته در کنار تمامی این مسائل نباید از کیفیت متریال نسبتا خوب دنا و دنا پلاس چشم پوشاند که حس بهتری نسبت به خانواده پژو یا سمند به شما القا می کند. هر چند باید به این موضوع نیز توجه داشت که دوخت قرمز در کف پایی ها، غربیلک و گردگیر دسته دنده که حالتی اسپرت به خودرو بخشیده است، هارمونی رنگی چندان زیادی با تریم چوبی داخل (هر چند که رنگ آن به قرمز متمایل است) کابین ندارد و بهتر می شد اگر ایران خودرو برای این محصول که به ظاهر اسپرت تر از دنا پلاس ساده است، تریم داخلی فیبرکربنی یا مشکی پیانو استفاده می کرد و البته هرچند که وجود سانروف در این خودرو یک پوئن مثبت در قیاس با دیگر محصولات بومی محسوب می شود

دیدار با اسب تیزپا

اما چفت نبودن پرده پشت سانروف یکی دیگر از عیوبی است که در داخل این خودرو به چشم می خورد. در نهایت وجود امکانات دیگری مثل سیستم مالتی مدیا با 4 بلندگو و 2 تیونر با کیفیت صدای خود، دوربین و سنسور دنده عقب با خطوط راهنمای پارک، تهویه مطبوع اتوماتیک به همراه کانال مجزا برای سرنشینان عقب، چراغ نقشه خوان، شیشه بالابرهای برقی هر چهار درب، شیشه های سولار ضد UV، 4 عدد ایربگ برای سرنشینان جلو و جانبی، قابلیت دسترسی به صندوق عقب از داخل کابین، سیستم عیب یابی هوشمند (مالتی پلکس) و...، انتظارات شما را از یک خودروی پنجاه و اندی میلیون تومانی در بازار فعلی برآورده می کند.

پلاس توربو در بحث فنی

تا اینجای کار، دنا پلاس توربو شباهت بسیار زیادی به دنا پلاس ساده داشت و اختلاف قیمت بین این دو خودرو چندان توجیه پذیر نبود. اما داستان از جایی شروع می شود که سوئیچ خودرو را رد توپی چرخانده و به پیشرانه جان ببخشید! درواقع دنا پلاس توربو همان طور که از نامش پیداست، از یک پیشرانه پرخوران شده توربوشارژ بهره می برد که بر پایه EF7 شکل گرفته تا بیشینه توانی معادل 150 اسب بخار را به شما ارائه کند. این پیشرانه که با کد EF7TC (EF7 توربو شارژشده) شناخته می شود

دیدار با اسب تیزپا

در واقع همان پیشرانه ملی قرار گرفته روی سمند، سورن و دناست که با یک توربو شارژر نبستا کوچک، اینترکولر، مپ جدید ECU و... قادر به تولید بیشینه قدرتی نزدیک به 40 ردصد بیشتر از نسخه اتمسفریک است و برای نخستین بار روی سورن ELX قرار گرفت. اما پس از بازنگری در اتصالات توربوشارژر، اصلاح اینترکولر و... (که عمده این تغییرات برای دوام و کارایی بهتر موتور در هوای گرم صورت گرفته است)، حال نوبت به دنا پلاس رسیده که با پیشرانه ای قدرتمندتر از EF7 صد و پانزده اسبی به کار رفته روی نمونه ساده وارد خیابان ها شود. ضمن اینکه در حال حاضر دنا پلاس توربو تنها در نسخه 5 دنده دستی به فروش می رسد

اما خبرها حاکی از این است که به زودی نسخه اتوماتیک این خودرو با گیربکس احتمالی 6 سرعته دوکلاچه نیز روانه بازار خواهدشد که به نظر می رسد گزینه وسوسه انگیزی برای بازار کشورمان (خصوصا در کلانشهرها) باشد. نسخه توربو علاوه بر بهره گیری از 35 اسب بخار بیشتر در 500 دور بر دقیقه کمتر، گشتاوری معادل 215 نیوتن متر (157 واحد در نسخه اتمسفریک) را در 2200 الی 4800 دور بر دقیقه تولید می کند که این گشتاور برای خودرویی دیفرانسیل جلو با وزن خالص 1.26 تُن بسیار راضی کننده به نظر می رسد اما آیا در عمل هم همین طور است؟

دیدار با اسب تیزپا

در پشت فرمان این اسب تیزپا

همان طور که در بالاتر گفته شد، اگر ازجمله افراد بلندقامت هستید در پشت فرمان دنا پلاس اندکی با چالش مواجه خواهیدشد و فضای در نظر گرفته شده برای راننده آن طور که باید راضی کننده نیست. از این موضوع که بگذریم، جای یک سوئیچ هوشمند و کیلس استارتر در این خودرو که کباده لوکس ترین و بهترین خودروی ملی را به دوش می کشد، بسیار خالی است! پس موتور را با چرخاندن سوئیچ ساده در توپی استارت می زنیم تا نیم نگاهی به قابلیت های فنی این سدان 150 اسب بخاری داشته باشیم. هنگام استارت یا موقعی که موتور در دور آرام کار می کند، صدای پیشرانه بسیار شبیه به EF7 ساده است

دیدار با اسب تیزپا

اما اگر در زمان روشن بودن موتور از کابین خارج شوید، متوجه صدای متفاوت این خودرو (که بلندتر و چغرتر از EF7 ساده است) خواهیدشد همچنین زمانی که در حالت خلاص با گاز بازی می کنید، صدای سوت توربوشارژر به همراه صدای بم تر موتور که به لطف خروجی اگزوز 2 اینچی صورت می گیرد را می شنوید. گیربکس به کار رفته در این خودرو همانطور که گفته شد از نوع 5 دنده دستی بوده که تقریبا مشابه نمونه مورد استفاده در سمند و دیگر اعضای خانواده کوچک دناست

اما کیفیت ساخت قطعات داخل این گیربکس چندان راضی کننده نیست و حداقل در نمونه مورد آزمایش دنده ها بسیار سخت و با فشار در جای خود قرار می گیرند. دناپلاس توربو هنگام رانندگی عادی شهری، تفاوت عملکرد چندانی با سمندها EF7 یا دنای ساده ندارد اما زمانی که بحث شتاب گیری به میان می آید، داستان به کلی تفاوت خواهد داشت. درواقع با تخت کردن پدال گاز در دنده یک، دور موتور تا 2500 دور بر دقیقه به کندی بالا می رود اما به محض بوست گرفتن توربوشارژر در حوالی 2000 الی 2500 دور بر دقیقه، شتاب گیری بسیار راضی کننده خودرو (به طوری که به صندلی فشرده می شوید!) شروع می شود

دیدار با اسب تیزپا

اما مشکل اینجاست که ECU خودرو روی 550 دور بر دقیقه فرمان کات آف را صادر می کند و شما به محض دور گرفتن موتور (که از 2500 الی 5500 بسیار سریع صورت می گیرد) مجبور به دنده دادن هستید! و این موضوع زمانی آزاردهنده تر می شود که با گیربکس هم بر سر شبفت کردن دنده وارد چالش شوید! البته مسئله پایین بودن دور کات آف این موتور در سورن ELX توربو هم وجود داشت و به همین خاطر بسیاری از مالکان که قصد پرگاز رانندگی کردن با آن را داشتند با ریمپ ECU کات آف را به 6500 دور بر دقیقه می رساندند.

صفر تا 100 این خودرو طبق اعلام کارخانه در شرایط ایده آل عدد 10 ثانیه خواهد بود اما در شرایط عادی با توجه به بنزین مورد استفاده، شرایط جوی و از همه مهم تر کیفیت مونتاژ خودرو این عدد ممکن است بیشتر یا حتی کمتر شود! ترمزهای دناپلاس توربو از نوع دیسکی چهارچرخ (خنک کننده در جلو) بوده و مجهز به ABS و EBD است و همچنین هندلینگ این خودرو به لطف بهره گیری از زیربندی بهینه شده از خانواده پژو و سمند بسیار بهتر است که البته رینگ های 16 اینچی نسخه توربو نیز در افزایش پایداری نسبت به دنا پلاس ساده تاثیر داشته است.

دیدار با اسب تیزپا

ختم کلام

در حال حاضر دنا پلاس با قیمتی در حدود 59 الی 61 میلیون تومان در بازار آزاد قابل خریداری خواهدبود که البته قیمت کارخانه آن در حدود 53 میلیون تومان اعلام شده است. بدین ترتیب نسخه توربو در حدود 5 میلیون تومان گران تر از دنا پلاس ساده به فروش می رسد که این 5 میلیون تومان اختلاف قیمت برای افرادی که به دنبال ترشح آدرنالین بیشتر هنگام رانندگی هستند، توجیه پذیر خواهدبود. اما در نظر داشته باشید که خودروهای پرخوران شده عمدتا به مراقبت و حساسیت بیشتری نیاز خواهندداشت؛ چرا که این نوع موتورها با روش تنفس مصنوعی به راندمان بالاتر رسیده اند و از تعویض زود به زود روغن گرفته تا سرویس های دوره ای بیشتر و البته تعمیرات اساسی زودتر، دردسرهایی است که در زمینه توربوسواری باید به جان خرید!

دیدار با اسب تیزپا