درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار

درج آگهی رایگان و تبلیغات اینترنتی

اَگهی و تبلیغات رایگان کسب و کار

توصیه‌های واقعی برای پس‌انداز کردن

من درآمد متوسطی دارم که هر ماه باید بخشی از آن را به بیمه بازنشستگی ام اختصاص دهم. علاوه بر این، هر سه ماه هم سفری به خارج از کشور دارم. وضعیت مالی من همیشه همین طور بوده است و می توانم بگویم که تکنیک های پس اندازی که به کار می برم به من اجازه می دهند که از پس مخارج زندگی ام بر آیم. حالا می خواهم این تکنیک ها را به شما یاد دهم.

توصیه های واقعی برای پس انداز کردن

من دوستانی دارم که سه برابر حقوق بیشتری نسبت به من می گیرند، اما مشکلات خیلی بیشتری برای پس انداز دارند. فرق من و آنها در چیست؟ تمرین! وقتی که نوجوان بودم، قلک سبزرنگی داشتم که سکه ها و پول های خرد را در آن می ریختم. آن سکه ها راز بزرگ زندگی من بودند.

حالا که قلک سبزرنگم، جای خود را به حساب بانکی داده است، می توانم بهترین روش ها را برای پس انداز به کار ببریم و در عین حال، آسیبی به کیفیت زندگی ام نزنم. رازهای پس انداز من اینها هستند:

1. فرآیند پس انداز را هیجان انگیز کنید

پس انداز کردن برای من همیشه جذابیت زیادی داشت که دلیل آن، ماهیت مخفیانه و رازآلود پس انداز بود. هر بار که دوستانم پول شان را صرف خرید وسایل غیر ضروری می کردند، از خودم می پرسیدم آنها چطور می توانند پولی را که به رحمت به دست آورده اند، خرج چیزهای بیهوده کنند.

از جایی شنیده بودم که همیشه 10 درصد درآمدم را در حسابی جداگانه بگذارم یا در بیمه بازنشستگی سرمایه گذاری کنم و هرگز به سراغ آن پول نروم. این توصیه را در پیش گرفتم و متوجه شدم که وقتی آن پول از پیش چشمم دور می شود، نیاز به آن هم پیدا نخواهم کرد و از طرف دیگر، قوت قلبی بابت آن سرمایه ام خواهم داشت.

2. همیشه خرید از حراجی به صرفه نیست

همه عاشق معامله های خوب هستند. اما من روش خودم را در پیش می گیرم؛ صبر و زمان بندی. آگهی های تبلیغاتی زیادی در گوشه و کنار می بینم، اما به خودم می گویم که برای خرید باید صبر کنم تا محصول فوق العاده ای را بخرم. اینکه چیزی حراج خورده است، دلیل نمی شود که حتما ارزش پول تان را داشته باشد. برخی از باکیفیت ترین لباس ها و کفش هایی را که در کمدم هست، با قیمتی کمتر از قیمت یک قهوه لاته خریده ام؛ باور کنید!

3. کارهای خدماتی را با قیمت کمتری انجام دهید

من همیشه عاشق رسیدگی به موهایم بودم، اما از کی تا حالا این طور شده است که برای کوتاه کردن مو باید این قدر پول بدهیم؟! اصلا نمی توانم خودم را قانع کنم تا پول خرید یک هفته خواروبار منزل را بدهم و موهایم را کوتاه کنم. این طور شد که تصمیم گرفتم به آرایشگاه هایی بروم که کارآموز و نیاز به مدل رایگان دارند.

این طور آرایشگاه ها را که به دنبال مدل رایگان هستند در هر شهر بزرگی می توانید پیدا کنید. ساده بگویم، می توانید به یکی از بهترین آرایشگاه ها بروید و به ازای مبلغی بسیار کم، خدمات عالی دریافت کنید.

4. خود را وادار به خرج کردن نکنید

من خیلی دیر متوجه این موضوع شدم. در جوانی همیشه رویدادهایی مثل جشن های تولد، مهمانی ها و دورهمی ها در کافه و رستوران رخ می دهند که پول تان را مانند یک جاروبرقی می بلعند! خیلی ساده ممکن است گرفتار این رویدادها شوید.

اگر هر بار که یکی از دوستانم مرا به کافه دعوت می کرد پاسخ مثبت می دادم، دیگر نمی توانستم با نوشتن این مقاله در مورد پس انداز کردن پول، توجه شما را به خود جلب کنم. البته در موقعیت های خاص هیچ وقت دعوت کسی را رد نمی کردم، اما وقتی که «نه» گفتن را تمرین کردم، توانستم زمان بیشتری برای مطالعه، دیدن برنامه های دلخواه یا از همه بهتر، خواب، پیدا کنم! و در عین حال پولم را هم پس انداز می کردم.

5. تکلیف تان را با خودتان مشخص کنید

من کارت های اعتباری مختلفی دارم اما سعی می کنم با استفاده از ابزاری به اسم Mirt.com، حواسم به همه حساب هایم باشد. همچنین در ابتدای ماه، میزان مخارج را پیش بینی می کنم تا در صورت نیاز، با احتیاط بیشتری پول خرج کنم.

وقتی به خوبی آگاه باشید که پول تان را صرف چه چیزهایی می کنید، پس انداز کردن ساده تر، قابل کنترل تر و خوشبینانه تر خواهد شد. از همه مهم تر این است که چنین رفتاری، به پس اندازی قابل توجه در آینده خواهد انجامید.

بخشی از فرآیند پس انداز را باید با آزمایش و خطا پیش ببرید و بخش دیگر آن را با مطالعه و افزایش سواد مالی تان بهبود ببخشید. البته توصیه های زیادی در این زمینه وجود دارد که همه آنها کاربردی و عملی نیستند. باید ببینید چه روشی برای شما کارساز است. من نیز دقیقا همین کار را کردم.

چطور آینده خودتان را تضمین کنید؟

فارغ از این که چقدر احساس می کنیم طبع بلند داریم، بیشتر ما باید برای پرداخت قبض ها و صورت حساب های مان کار کنیم. پس مهم است که شغل مان را دوست داشته باشیم اما آیا این قدر شغل تان را دوست دارید که برای بیست سال آینده انجامش دهید؟ اگر نه، چه چیزهایی را می توانید تغییر دهید تا این سال های کاری را ثمربخش، پر منفعت و حتی لذت بخش و شاد کنید؟
1. نسبت به چه چیزی عواطف شدید بروز می دهید؟ چه چیزی شما را هیجان زده، تشویق یا عصبانی می کند؟ چه چیزی علاقه شما را بر می انگیزد؟ همان چیز شغل و پیشه شماست. این اولین سوال خوبی است که می توانید از خودتان بپرسید.
2. به تمجید دیگران از خودشان توجه کنید. بی توجهی به حرف های مهربانانه دیگران، وقتی می توانند درباره مهارت های شما حرف بزنند و شما را به شغل بعدی تان هدایت کنند، کار ساده ای است.
آیا شما یک شنونده مادرزاد هستید یا کسی که افراد را وادار به تعریف و تمجید می کند؟ آیا توجه تان به جزییات حیرت انگیز است یا یکی از رهبران زندگی هستید؟ همه اینها اهمیت دارند.
3. کارتان را نزدیک به سبک زندگی تان طراحی کنید. اگر قرار است در سال های بعد شروع به کار کنید، کاری بیابید که با نحوه زندگی تان متناسب باشد. اگر چنین کاری وجود ندارد، آیا می توانید برای خود پیشه ای راه بیندازید؟ یک مدیر فروش می شناسم پنجاه ساله بود که تصمیم گرفت رفت و آمد روزانه را کنار بگذارد. خودش می گفت دنبال توازن بین کار و زندگی بودم که حقوق و پاداش خوبی بدهد. نتیجه این شد که یک شرکت خدمات نظافتی را راه اندازی کردم.
4. دنبال مشاغل «همیشه شکوفا» باشید. نگرانید که مهارت های تان نامربوط و منسوخ شوند؟ برای شغلی آماده شوید که همیشه وجود دارد. مردم به کسانی نیاز دارند که از آنها نگهداری کنند (مثل آرایشگر، تعمیرکار و ...) و چون زندگی های ما روز به روز بیشتر در دنیای مجازی فرو می رود، به کسانی نیاز داریم که در مدیریت این امور به ما کمک کنند.
اگر نمی توانید تصور کنید در سنین بالاتر بتوانید به شغل کنونی خود بپردازید، حتی اگر هفتاد سال دارید، حالا وقت انجام کار دیگری است.
5. به روحیه کارآفرینی دیگران بچسبید. به دنبال رکود اقتصادی، رشد عظیمی در میان افرادی که شروع به کسب و کار خود کرده اند مشاهده می شود. حمایت از موفقیت دیگران زمین محکمی است. شما شاید یک کارآفرین شکوفا نباشید، یا نمی خواهید که باشید، اما کارآفرین ها به کسانی نیاز دارند که زندگی شان را سامان دهند، امور مالی و نگهداری از فرزندان مثال های عمده ای از این دست هستند.
6. از رودخانه نپرید، در آن پا بگذارید. اگر ممکن است شغل فعلی تان را نیمه وقت کنید تا کسب و کار خودتان را راه بیندازید یا این که می توانید تعطیلات خود را با یادگیری آنلاین یا با تجربه ای کاری بگذرانید – امروزه این کارها فقط مخصوص نوجوان ها نیست. چرا سراغ دوره های آموزشی پاره وقت یا از راه دور که با کار فعلی تان هم سازگار باشد نروید، تا از نظر مالی بی پناه نمانید؟
7. توانایی «مجازی» بودن را در خود بپرورانید. اگر جهان مجازی را با آغوش باز نپذیرید، ممکن است در توانایی تان در تضمین آینده خود خلل ایجاد کنید. این شامل موارد متعددی می شود، از مشارکت در شبکه های اجتماعی تا داشتن یک وب سایت عالی. اگر خودتان نمی دانید جستجوهای تان یک نفر را پیدا کنید که به شما بگوید.
8. مثل بچه ها برنامه نویسی کنید. همه ما دیده ایم که ماشین ها چطور جای کارگرانی مثل کارمندان بانک یا مسئول صدور برگ های خروج از کشور را در فرودگاه گرفته اند. یادگیری مهارت های دیجیتال، مثل کدنویسی، کمک می کند که فهم عمیق تری درباره فناوری های دیجیتال داشته باشید و همچنین به شغل های جدید برسید. کدنویسی و صنایع دیجیتال فقط برای بچه ها نیستند!